۷:۳۴
یاد و نام ایران؛ چرا و چگونه ایران جاودان مانده است؟

حامد زارع

ایران بیش از آنکه یک جغرافیا یا حتی یک تاریخ باشد، واقعیتی در تمدن جهانی است که در اوج‌ها و فرازهایی نظیر شاهنشاهی هخامنشی و ساسانی، الگویی بی‌همتا برای ملل دیگر و همچنین عصری ایده‌ال در حافظه تاریخی جهان ایرانی ثبت کرده است. دورانی که شهرهای ایرانی پایتخت جهان متمدن بود و شاهان ایرانی موفق به تاسیس شاهنشاهی جهانی شدند. تمدن ایرانی در موفق‌ترین شکل خود از رود فرات تا آسیای غربی و حتی سرحدات چین و از جنوب روسیه تا رود سند دامن خود را گستراند و در شکل مداوم خویش، با قرار گرفتن در میانه جهان، موقعیت میانجی بین شرق و غرب عالم را بر عهده گرفت. نخستین بار کوروش این موقعیت برتر طبیعی را به قدرتی سیاسی تبدیل کرد. «کوروش که دو مملکت تحت قدرت او متحد شده بودند، خود را در راس شاهنشاهی یافت که ثروت‌های مهم طبیعی و وضع جغرافیایی آن او را وادار می‌کرد که نقش میانجی، عامل ارتباط و اتصال بین تمدن‌های شرقی و غربی را ایفا کند.» پس از کوروش، دیگر شاهان هخامنشی و نیز پادشاهان اشکانی و ساسانی و حتی دیگر حاکمان ایران همین مسیر کوروش را هر یک به نحوی پیمودند. همان‌طور که رومن گیرشمن می‌گوید: «ایران در سراسر تاریخ خود، از این ماموریت تاریخی که به عهده وی واگذار شده، در طی هزار سال بقای خویش، جدا نگردیده است.» حتی پس از سپری شدن عصر حسرت‌بار شکست از فاتحان عرب، برآمدن فرماندهان ایرانی‌تبار سامانی بار دیگر باعث احیای ایده ایران در سرزمین‎های ایرانی در سده‌های اسلامی شد.

نظر کاربران