در این مقاله قصد داریم نشان دهیم که آیا میتوان میان انواع ادبی (بر اساس تقسیمبندی قدما و ناقدان شعر به سه نوع (ژانر) عمده تقسیم میشود: شعر حماسی، غنایی و تعلیمی)1 و تداوم فرهنگی و عوامل زوال پیوندی منطقی یافت؟ به دیگر سخن آیا میتوان از طریق ژانرهای ادبی به میزان اوج یا افول فرهنگ ایرانی در سدههای اسلامی خاصه قرنهای 4 تا 8 هجری پی برد؟ دراینباره پیش از هر چیز میبایست مختصر و مفید در خصوص «نوع ادبی» توضیحی آورده شود، ضمن آنکه باید گفت نمیتوان اشکال و صورتهای ادبیات را بیتوجه به مفاهیم اندیشگی و فلسفی و بهخصوص بیارتباط با تقدم فکر و اندیشه یا منظرگاه اندیشة فلسفی و سیاسی بررسی کرد، در حقیقت هرگونه مطالعة جریانهای ادبی را نمیتوان در «خلأ اندیشه» جستوجو کرد و متون و منظومههای ادب ایرانی را بیملاحظة روند و جریانهای اندیشگی در قیاس گرفت.
محمدرضا شعبانی
در این مقاله قصد داریم نشان دهیم که آیا میتوان میان انواع ادبی (بر اساس تقسیمبندی قدما و ناقدان شعر به سه نوع (ژانر) عمده تقسیم میشود: شعر حماسی، غنایی و تعلیمی)1 و تداوم فرهنگی و عوامل زوال پیوندی منطقی یافت؟ به دیگر سخن آیا میتوان از طریق ژانرهای ادبی به میزان اوج یا افول فرهنگ ایرانی در سدههای اسلامی خاصه قرنهای 4 تا 8 هجری پی برد؟ دراینباره پیش از هر چیز میبایست مختصر و مفید در خصوص «نوع ادبی» توضیحی آورده شود، ضمن آنکه باید گفت نمیتوان اشکال و صورتهای ادبیات را بیتوجه به مفاهیم اندیشگی و فلسفی و بهخصوص بیارتباط با تقدم فکر و اندیشه یا منظرگاه اندیشة فلسفی و سیاسی بررسی کرد، در حقیقت هرگونه مطالعة جریانهای ادبی را نمیتوان در «خلأ اندیشه» جستوجو کرد و متون و منظومههای ادب ایرانی را بیملاحظة روند و جریانهای اندیشگی در قیاس گرفت.