دکتر علی اکبر در سال 1304 در خانوادهای ملاک و ثروتمند که با قاجارها و پهلویها روابط نزدیکی داشتند به دنیا آمد. فتحالله خان اکبر (سردار منصور، سپهدار رشتی، سپهدار اعظم) (1317-1234) عموی او و پدرش محمد خان اکبر فرزند سردار معتمد رشتی والی گیلان بود. مادرش، که به او وابستگی بسیار داشت، مریم مهدوی (عزیزه اکبر) دختر حاج محمدحسین امینالضرب بود. اکبر پس از اخذ لیسانس از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت. دکتر علی شیخ الاسلامی موسس دانشگاه ملی با مشاهده رساله دکتر اکبر در دانشگاه لندن، که در بیش از هزار صفحه نوشته شده بود، از او برای بازگشت به ایران و تدریس در دانشگاه ملی ایران دعوت کرد. هدف از تاسیس دانشگاه ملی در سال 1338، که شیخالاسلامی پیشنهاد آن را در سال 1333 و هنگام سفر محمدرضا شاه به ایالات متحده آمریکا داده بود، برپایی دانشگاهی در تراز دانشگاههای معتبر جهان در ایران بود تا جوانان ایرانی به جای سفر به اروپا و آمریکا برای ادامه تحصیل در کشور و در کنار خانواده خود علوم جدید را فراگیرند. دکتر اکبر پس از بازگشت به ایران و درحالیکه به خاطر موقعیت خانوادگی و علمی خود پیشنهادهایی برای مناصب دولتی داشت، نهتنها هیچگاه سمت دولتی نپذیرفت بلکه تا حدی هم موضع متفاوت و منتقدی نسبت به سیاستهای جاری داشت. برای او مسند استادی دلنشین و خوشایند بود. میگفت: وقتی مردم محلی درباره موقعیت اجتماعی فرزندان پدرش صحبت میکردند خود شنیده است که او را به خاطر تحصیلات و تدریس در دانشگاه، برتر از آنهایی میدانستند که منصب سیاسی داشتند.
وحید سینایی
دکتر علی اکبر در سال 1304 در خانوادهای ملاک و ثروتمند که با قاجارها و پهلویها روابط نزدیکی داشتند به دنیا آمد. فتحالله خان اکبر (سردار منصور، سپهدار رشتی، سپهدار اعظم) (1317-1234) عموی او و پدرش محمد خان اکبر فرزند سردار معتمد رشتی والی گیلان بود. مادرش، که به او وابستگی بسیار داشت، مریم مهدوی (عزیزه اکبر) دختر حاج محمدحسین امینالضرب بود. اکبر پس از اخذ لیسانس از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت. دکتر علی شیخ الاسلامی موسس دانشگاه ملی با مشاهده رساله دکتر اکبر در دانشگاه لندن، که در بیش از هزار صفحه نوشته شده بود، از او برای بازگشت به ایران و تدریس در دانشگاه ملی ایران دعوت کرد. هدف از تاسیس دانشگاه ملی در سال 1338، که شیخالاسلامی پیشنهاد آن را در سال 1333 و هنگام سفر محمدرضا شاه به ایالات متحده آمریکا داده بود، برپایی دانشگاهی در تراز دانشگاههای معتبر جهان در ایران بود تا جوانان ایرانی به جای سفر به اروپا و آمریکا برای ادامه تحصیل در کشور و در کنار خانواده خود علوم جدید را فراگیرند. دکتر اکبر پس از بازگشت به ایران و درحالیکه به خاطر موقعیت خانوادگی و علمی خود پیشنهادهایی برای مناصب دولتی داشت، نهتنها هیچگاه سمت دولتی نپذیرفت بلکه تا حدی هم موضع متفاوت و منتقدی نسبت به سیاستهای جاری داشت. برای او مسند استادی دلنشین و خوشایند بود. میگفت: وقتی مردم محلی درباره موقعیت اجتماعی فرزندان پدرش صحبت میکردند خود شنیده است که او را به خاطر تحصیلات و تدریس در دانشگاه، برتر از آنهایی میدانستند که منصب سیاسی داشتند.