جنبش، نهضت یا انقلاب مشروطه یا مشروطیت اگر نقطهی عطف تجدد در تاریخ ایران نامیده شود، این پرسش را میتوان مطرح کرد که «چه نسبتی بین سنت و این تجدد برقرار بود؟» مفروض این پرسش، تجدد بودن مشروطه است و هسته مرکزی آن این است که آیا تجدد ایرانی، مشروطه، تداوم تحولیافتهی سنت چند هزار ساله ایرانی بود یا گسستی از آن؟ پاسخ آسان نیست، اگر نخواهیم کلیگوییهای مرسوم و سطحینگریهای معمول را بپذیریم. مقدمتا میتوان به عنوان یک فرضیه گفت که مشروطه روحا ایرانی و تداوم سنت، اما فکرا گسست از آن بود. روح را در اینجا، به معنای فرهنگ و فکر را اندیشه قلمداد کردهام. برای آزمون این فرضیه دستکم رسالهای لازم است با دقت نظری بسیار بالا. در این مقاله صرفا مقدمات بحث را فقط با تاکید بر یک متن، یعنی شاهنامه، مینویسم. در این مقاله میکوشم تاثیر و بیتاثیری شاهنامه در «روح مشروطه» و «اندیشهی مشروطه» را مطرح کنم. قبل از آن به سه روش مطالعات مشروطه میپردازم.
جواد رنجبر درخشیلر
جنبش، نهضت یا انقلاب مشروطه یا مشروطیت اگر نقطهی عطف تجدد در تاریخ ایران نامیده شود، این پرسش را میتوان مطرح کرد که «چه نسبتی بین سنت و این تجدد برقرار بود؟» مفروض این پرسش، تجدد بودن مشروطه است و هسته مرکزی آن این است که آیا تجدد ایرانی، مشروطه، تداوم تحولیافتهی سنت چند هزار ساله ایرانی بود یا گسستی از آن؟ پاسخ آسان نیست، اگر نخواهیم کلیگوییهای مرسوم و سطحینگریهای معمول را بپذیریم. مقدمتا میتوان به عنوان یک فرضیه گفت که مشروطه روحا ایرانی و تداوم سنت، اما فکرا گسست از آن بود. روح را در اینجا، به معنای فرهنگ و فکر را اندیشه قلمداد کردهام. برای آزمون این فرضیه دستکم رسالهای لازم است با دقت نظری بسیار بالا. در این مقاله صرفا مقدمات بحث را فقط با تاکید بر یک متن، یعنی شاهنامه، مینویسم. در این مقاله میکوشم تاثیر و بیتاثیری شاهنامه در «روح مشروطه» و «اندیشهی مشروطه» را مطرح کنم. قبل از آن به سه روش مطالعات مشروطه میپردازم.