ایده حکومتاندیشی در فلات ایران، از ابتدا به دلیل گستردگی عرصه جغرافیایی، به صورت امپراتوری بوده است. در این شیوه، سرزمینهای بسیاری در فرآیند جنگ یا در راستای بقا، حاکمیت ساختار مرکزی متکی به شاهنشاه را میپذیرفتند و خود را تابع و بخشی از ساختار قدرت امپراتوری قرار میدادند. از این چشمانداز حاکمیت شاهنشاهی ایرانی در ادوار مختلف از جمله عصر هخامنشیان، دامنه وسیعی از منتهی الیه شمال آفریقا تا دیوار چین را شامل میشد. این گستره جغرافیایی با اتکا به قدرت شاهنشاه در پایتخت اداره میشد. اما در کنار قدرت مرکزی شاهنشاه، قدرتهای محلی نیز وجود داشتند که با پذیرش قدرت مرکزی در عرصه جغرافیایی خاصی اعمال قدرت میکردند. ساختار قدرت مبتنی بر کثرت در وحدت، ویژگی نظام حکومتی در امپراتوری ایرانی بوده است. کثرتی که از تنوع قومی برمیخاست و وحدتی که در پذیرش منشأ الهی قدرت در شاهنشاه متجلی و نهادینه میشده است.
محمد عثمانی
ایده حکومتاندیشی در فلات ایران، از ابتدا به دلیل گستردگی عرصه جغرافیایی، به صورت امپراتوری بوده است. در این شیوه، سرزمینهای بسیاری در فرآیند جنگ یا در راستای بقا، حاکمیت ساختار مرکزی متکی به شاهنشاه را میپذیرفتند و خود را تابع و بخشی از ساختار قدرت امپراتوری قرار میدادند. از این چشمانداز حاکمیت شاهنشاهی ایرانی در ادوار مختلف از جمله عصر هخامنشیان، دامنه وسیعی از منتهی الیه شمال آفریقا تا دیوار چین را شامل میشد. این گستره جغرافیایی با اتکا به قدرت شاهنشاه در پایتخت اداره میشد. اما در کنار قدرت مرکزی شاهنشاه، قدرتهای محلی نیز وجود داشتند که با پذیرش قدرت مرکزی در عرصه جغرافیایی خاصی اعمال قدرت میکردند. ساختار قدرت مبتنی بر کثرت در وحدت، ویژگی نظام حکومتی در امپراتوری ایرانی بوده است. کثرتی که از تنوع قومی برمیخاست و وحدتی که در پذیرش منشأ الهی قدرت در شاهنشاه متجلی و نهادینه میشده است.