به گمان من، دشواره عظیم ما ایرانیان نیز که از زمان صفوی آغاز شد، ناپختگی در مواجهه و رسیدن به روایت خاص خودمان از تجدد است و مشکلاتی که عدم همپرسگی ما با آن به بار آورده است. هنوز در ایران از دو موضع افراطیِ «تجلیل و حتی تقدیس» یا «تکذیب و حتی تقبیحِ» تجدد، قدم چشمگیرتری برنداشتهایم؛ به یاد بیاوریم پیامد این دو موضع احولبینانه از بعد از انقلاب مشروطیت از دهه آخر سده دوازدهم و همه نیمه اول سده چهاردهم و از بعد از انقلاب 1357 تا امروز ما را از بازیگری بازداشته است. پس هانا آرنت از سه جهت برای من همسخن خوبی است: یکی اینکه آرنت جنبههای توانمندساز تجدد را خوب میشناخت؛ دیگر اینکه این مهم را جز در همسخنی با سنت خویش نمیدانست و در آثارش خود اینگونه اقدام کرد؛ و سوم اینکه نه فقط با قانون عقل مدنیت و تمدنسازی آشنا بود، که روایتی امروزی و جرأت کرده میگویم بومی/جهانی از آن عرضه کرد.
فرهنگ رجایی
به گمان من، دشواره عظیم ما ایرانیان نیز که از زمان صفوی آغاز شد، ناپختگی در مواجهه و رسیدن به روایت خاص خودمان از تجدد است و مشکلاتی که عدم همپرسگی ما با آن به بار آورده است. هنوز در ایران از دو موضع افراطیِ «تجلیل و حتی تقدیس» یا «تکذیب و حتی تقبیحِ» تجدد، قدم چشمگیرتری برنداشتهایم؛ به یاد بیاوریم پیامد این دو موضع احولبینانه از بعد از انقلاب مشروطیت از دهه آخر سده دوازدهم و همه نیمه اول سده چهاردهم و از بعد از انقلاب 1357 تا امروز ما را از بازیگری بازداشته است. پس هانا آرنت از سه جهت برای من همسخن خوبی است: یکی اینکه آرنت جنبههای توانمندساز تجدد را خوب میشناخت؛ دیگر اینکه این مهم را جز در همسخنی با سنت خویش نمیدانست و در آثارش خود اینگونه اقدام کرد؛ و سوم اینکه نه فقط با قانون عقل مدنیت و تمدنسازی آشنا بود، که روایتی امروزی و جرأت کرده میگویم بومی/جهانی از آن عرضه کرد.