در خانۀ ما هیچ وسیله آموزشی، ورزشی، تفریحی وجود نداشت. جز کتابهای دعا و حدیث چاپ سنگی بدخط پدر. کتابی، مجلهای، روزنامهای نبود. حتی یک کتاب حافظ و گلستان سعدی و شاهنامه و نظامی و مولوی و خیام وجود نداشت. مخصوصاً تعطیلات سهماهۀ تابستان بسیار به ما بد میگذشت. نه مهمانی، نه باغ، نه مسافرت، نه معاشرت با خانوادههای فهیم و بافرهنگ. سه ماه اوقات عزیز را بیهوده میکشتیم و عمر تلف میکردیم. با بچهمحلها نیامیزید که فاسد میشوید و چنین هم بود، زیرا بچهمحلهایمان اخلاق و ادب درستی نداشتند که به ما عقل و دین بیاموزند.
نوشتاری از ابوعبدالله قزلباش نوۀ شیخ ابراهیم زنجانی
در خانۀ ما هیچ وسیله آموزشی، ورزشی، تفریحی وجود نداشت. جز کتابهای دعا و حدیث چاپ سنگی بدخط پدر. کتابی، مجلهای، روزنامهای نبود. حتی یک کتاب حافظ و گلستان سعدی و شاهنامه و نظامی و مولوی و خیام وجود نداشت. مخصوصاً تعطیلات سهماهۀ تابستان بسیار به ما بد میگذشت. نه مهمانی، نه باغ، نه مسافرت، نه معاشرت با خانوادههای فهیم و بافرهنگ. سه ماه اوقات عزیز را بیهوده میکشتیم و عمر تلف میکردیم. با بچهمحلها نیامیزید که فاسد میشوید و چنین هم بود، زیرا بچهمحلهایمان اخلاق و ادب درستی نداشتند که به ما عقل و دین بیاموزند.