هزار و چهارصد سال پیش، شکست شاهنشاهی ساسانی از سپاه اعراب اسلامی، مسبب از دست رفتن امپراطوری ایرانزمین و فروپاشی حکومت ایرانشهری شد. اما با سقوط حکومت ایرانشهری، حکمت ایرانشهری از بین نرفت و پس از چند قرن سکوت، حیات دوبارهای یافت. مکان جوانه زدن نخستین خودآگاهیهای ملی پس از سیطره اعراب بر ایرانزمین، در وجدان عمومی دهقانان به عنوان مالکان و زمیندارانی است که با اداره دهات و قصبات، شکل خردتری از حکمرانی محلی را بر عهده داشتند. این دهقانان که از خاندانهای اصلونسبدار ایرانی بودند، خاطره تاریخی ایرانشهر را در ذهن و زبان خود نگهداری میکردند. این پاسداری از ایران به قدری پرمبرهن و اثرگذار بود که در قرن چهارم کلمه «دهقان» به عنوان ایرانی به کار میرفت. بدین ترتیب است که «نوعی اندیشه ملی پایداری در میان بازماندگان دهقانان و برخی از خاندانهای ایرانی و در محافل زیرزمینی آنان شکل گرفت که فراهم آمدن زمینههای تدوین شاهنامه فردوسی را میتوان بارزترین نمونه تجلی آن دانست.»
حامد زارع
هزار و چهارصد سال پیش، شکست شاهنشاهی ساسانی از سپاه اعراب اسلامی، مسبب از دست رفتن امپراطوری ایرانزمین و فروپاشی حکومت ایرانشهری شد. اما با سقوط حکومت ایرانشهری، حکمت ایرانشهری از بین نرفت و پس از چند قرن سکوت، حیات دوبارهای یافت. مکان جوانه زدن نخستین خودآگاهیهای ملی پس از سیطره اعراب بر ایرانزمین، در وجدان عمومی دهقانان به عنوان مالکان و زمیندارانی است که با اداره دهات و قصبات، شکل خردتری از حکمرانی محلی را بر عهده داشتند. این دهقانان که از خاندانهای اصلونسبدار ایرانی بودند، خاطره تاریخی ایرانشهر را در ذهن و زبان خود نگهداری میکردند. این پاسداری از ایران به قدری پرمبرهن و اثرگذار بود که در قرن چهارم کلمه «دهقان» به عنوان ایرانی به کار میرفت. بدین ترتیب است که «نوعی اندیشه ملی پایداری در میان بازماندگان دهقانان و برخی از خاندانهای ایرانی و در محافل زیرزمینی آنان شکل گرفت که فراهم آمدن زمینههای تدوین شاهنامه فردوسی را میتوان بارزترین نمونه تجلی آن دانست.»