۱۴:۳۵
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست

محمدرضا شعبانی

نوشته‌ای که پیش رو دارید، مربوط به کتابی است که در سال ۱۴۰۲ با عنوان «نظامی‌ گنجه‌ای» تألیف جلال خالقی مطلق از سوی موقوفات افشار به انتشار رسید، کتابی که طبق گفتة مولف در بخش «یادداشت»، «کتابکی که اینک در دست دارید، نگارش گسترش‌یافتة مقاله‌ای است که نگارنده سال‌ها پیش برای دانشنامة زبان و ادب فارسی ج ۶، صص ۴۷۷-۵۱۹ تألیف کرد.» به زعم ما ـ به دلایلی که خواهد آمد ـ کتاب نام‌برده در تراز یک اثر خواندنی و مبتکرانه جای نمی‌گیرد؛ به‌ویژه وقتی از منظر نقد ادبی و در حیطة نظامی‌شناسی بدین اثر نگریسته شود از همان نخستین صفحات، کتابی بس ناامیدکننده می‌شود. بر همین اساس نگارنده بر آن شد که هم نقدگونه‌ای از این اثر ارائه دهم و هم از جهتی برخی مسائل مهم در باب شاعر گنجه ـ نظامی بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین سخنوران درجة اول ادب فارسی در تمام دوران محسوب می‌شود ـ ارائه کنم؛ بدین جهت در یک نگاه کلی و گاه جزئی و دقیق‌گونه اثر ایشان را بررسیده و به نقد آورده‌ام. قصدم نشان‌دادن این موضوع است که در حقیقت نظامی چه نسبتی با مفاهیم اندیشگی و ملّی‌گرایی داشته؛ به‌ویژه با در نظر آوردن نظریة زنده‌یاد استاد جواد طباطبایی که الحّق شاخص‌ترین اندیشمند و فیلسوف معاصر، خاصه نظریة «ایرانشهری» ایشان بر شاعر گنجه تا آنجا که در حدّ یک مقاله ایجاب می‌کند، نوشته باشم.

نظر کاربران