مهمترین دستاورد جنبش مشروطهخواهی که در قانون اساسی به «اساس مشروطیت» شناخته میشد که «جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست»؛ شناسایی ولایت و حاکمیت عامه در اداره امور عمومی بود. این دستاورد بزرگ به سبب آماده نبودن شرایط انتقال چنین ولایت و حاکمیتی از شاه و از فقیهان به ملت به تدریج فراموش شد و با تجاوزهای مکرر به حق مشارکت ملت در اداره امور عمومی از حکومت مشروطه سلب اعتبار شد و در چنین شرایطی چاهراههای دیگری در برابر ملت ایران گشوده میشد که هر یک به نوبه خود مشروطیت را «فکر عاریتی» میشمردند که «عاریهای بود و مربوط به فرهنگ اسلام نبود» یا «دفع فاسد به افسد بود» یا «یک سند کهنه بیمصرف بود».
سید ناصر سلطانی
مهمترین دستاورد جنبش مشروطهخواهی که در قانون اساسی به «اساس مشروطیت» شناخته میشد که «جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست»؛ شناسایی ولایت و حاکمیت عامه در اداره امور عمومی بود. این دستاورد بزرگ به سبب آماده نبودن شرایط انتقال چنین ولایت و حاکمیتی از شاه و از فقیهان به ملت به تدریج فراموش شد و با تجاوزهای مکرر به حق مشارکت ملت در اداره امور عمومی از حکومت مشروطه سلب اعتبار شد و در چنین شرایطی چاهراههای دیگری در برابر ملت ایران گشوده میشد که هر یک به نوبه خود مشروطیت را «فکر عاریتی» میشمردند که «عاریهای بود و مربوط به فرهنگ اسلام نبود» یا «دفع فاسد به افسد بود» یا «یک سند کهنه بیمصرف بود».