اگر به عمق دغدغههای دو سدۀ اخیر ایرانیان نظر کنیم، کسی با این سخن مخالف نیست که ایران باید جایگاه مهم و تاریخی خود را در عرصۀ جهانی پیدا کند؛ یعنی به معنای دقیق کلمه، استقلالِ تمامعیار و تمامشمول پیدا کند. استقلالی که از حیث نظرورزی تا سطح عملگرایی، از یک مرجع و قطبِ درونی و ملی سرچشمه بگیرد و تماماً، به صورت خودفرمانگر، به رفع نیازهای مادی و معنوی خود و تمدن شرق بپردازد. این همان چیزی است که عقلای قوم ما در این دو سده به آن فکر کردهاند، ولی به دلیل فقدان مواد و امکاناتِ فکری لازم، یا به درون سنتِ قدمایی غلتیدهاند یا از حیث فقرِ فلسفی، به منابعِ فکری و عملی غرب چنگ زدهاند و کوشیدهاند این مراجع فکری را در ایران رواج دهند. تنها در این میان جواد طباطبایی کوشید برای فهم مسئله، موضوع ایدهآلیسم آلمانی را به عنوان قطب تجددخواهی فلسفی معرفی کند، تا با شناخت آن، راهی برای یگانهساختن ایران فراهم آید.
امیر برهان
اگر به عمق دغدغههای دو سدۀ اخیر ایرانیان نظر کنیم، کسی با این سخن مخالف نیست که ایران باید جایگاه مهم و تاریخی خود را در عرصۀ جهانی پیدا کند؛ یعنی به معنای دقیق کلمه، استقلالِ تمامعیار و تمامشمول پیدا کند. استقلالی که از حیث نظرورزی تا سطح عملگرایی، از یک مرجع و قطبِ درونی و ملی سرچشمه بگیرد و تماماً، به صورت خودفرمانگر، به رفع نیازهای مادی و معنوی خود و تمدن شرق بپردازد. این همان چیزی است که عقلای قوم ما در این دو سده به آن فکر کردهاند، ولی به دلیل فقدان مواد و امکاناتِ فکری لازم، یا به درون سنتِ قدمایی غلتیدهاند یا از حیث فقرِ فلسفی، به منابعِ فکری و عملی غرب چنگ زدهاند و کوشیدهاند این مراجع فکری را در ایران رواج دهند. تنها در این میان جواد طباطبایی کوشید برای فهم مسئله، موضوع ایدهآلیسم آلمانی را به عنوان قطب تجددخواهی فلسفی معرفی کند، تا با شناخت آن، راهی برای یگانهساختن ایران فراهم آید.