پیش از آنکه فدرالیسمخواهی برخی افراد و رسانههای ایرانی را تحلیل کنیم، باید به امری «پیشینی» بپردازیم تا مبنای فهم «خیال شیرین فدرالیسم» را فراهم آورده باشیم. فدرالیسم یا لیبرالیسم، محافظهکاری یا انقلاب، و بسیاری از مفاهیم دیگر در ایران در کنج ظلمانی انحطاط علمی افتادهاند. در آن کنج تاریک وهمآلوده، هر مفهومی خارج از تبار و معنای واقعی خود فهمیده میشود. چون درختی که در روز زیبا و دلانگیز است و در شب تاریک ممکن است دیوی یا دزدی به نظر آید و برخلاف دلانگیزی روز به هراسانگیزی شب دچار کند. مفاهیم تا از ظلمت بیرون نیایند جز بر انحطاط نخواهند افزود. پاسخ این پرسش که «چگونه میتوان از انحطاط رها شد و به جهان خردورزی و روشمندی علمی پا گذاشت؟» آسان نیست و موضوع این جستار هم نیست، اما نمیتوان نگفت که در انحطاط علمی تمام مفاهیم و مخاطبان مفاهیم قربانی میشوند و تا به اصل و ریشه اندیشهای و تاریخی مفاهیم نپردازیم خروج از انحطاط ممکن نیست.
جواد رنجبر درخشیلر
پیش از آنکه فدرالیسمخواهی برخی افراد و رسانههای ایرانی را تحلیل کنیم، باید به امری «پیشینی» بپردازیم تا مبنای فهم «خیال شیرین فدرالیسم» را فراهم آورده باشیم. فدرالیسم یا لیبرالیسم، محافظهکاری یا انقلاب، و بسیاری از مفاهیم دیگر در ایران در کنج ظلمانی انحطاط علمی افتادهاند. در آن کنج تاریک وهمآلوده، هر مفهومی خارج از تبار و معنای واقعی خود فهمیده میشود. چون درختی که در روز زیبا و دلانگیز است و در شب تاریک ممکن است دیوی یا دزدی به نظر آید و برخلاف دلانگیزی روز به هراسانگیزی شب دچار کند. مفاهیم تا از ظلمت بیرون نیایند جز بر انحطاط نخواهند افزود. پاسخ این پرسش که «چگونه میتوان از انحطاط رها شد و به جهان خردورزی و روشمندی علمی پا گذاشت؟» آسان نیست و موضوع این جستار هم نیست، اما نمیتوان نگفت که در انحطاط علمی تمام مفاهیم و مخاطبان مفاهیم قربانی میشوند و تا به اصل و ریشه اندیشهای و تاریخی مفاهیم نپردازیم خروج از انحطاط ممکن نیست.