به صورت معمول فدرالیسم به عنوان یک نظام و یک ساختار سیاسی، که نام آن ریشه در واژه فرانسوی «Fédérer» به معنی اتحاد و یکی شدن دارد، حرکتی رو به جلو و پیشرو و در مسیر تکوین مدرنیته سیاسی، شناخته میشود.1 با پایان جنگهای سیساله مذهبی در اروپا و امضای پیمانهای وستفالیا، اروپا و متعاقب آن جهان، وارد عصر جدیدی شد که از آن تعبیر به عصر برآمدن ملتها و اضمحلال امپراتوریها میشود. در پی آغاز این دوران جدید، برآمدن دولتهای مطلقه و پس از آن دولتهای ملی، عرصه روابط بینالملل به عرصه منازعه، وزنکشی و زورآزمایی میان دولتهای بزرگی تبدیل شد که بر پایه چهار عنصر اصلی سرزمین، جمعیت، حاکمیت و حکومت، به صورت روزافزونی دامنه قدرت خود را گسترش میدادند.
شاهین زینعلی
به صورت معمول فدرالیسم به عنوان یک نظام و یک ساختار سیاسی، که نام آن ریشه در واژه فرانسوی «Fédérer» به معنی اتحاد و یکی شدن دارد، حرکتی رو به جلو و پیشرو و در مسیر تکوین مدرنیته سیاسی، شناخته میشود.1 با پایان جنگهای سیساله مذهبی در اروپا و امضای پیمانهای وستفالیا، اروپا و متعاقب آن جهان، وارد عصر جدیدی شد که از آن تعبیر به عصر برآمدن ملتها و اضمحلال امپراتوریها میشود. در پی آغاز این دوران جدید، برآمدن دولتهای مطلقه و پس از آن دولتهای ملی، عرصه روابط بینالملل به عرصه منازعه، وزنکشی و زورآزمایی میان دولتهای بزرگی تبدیل شد که بر پایه چهار عنصر اصلی سرزمین، جمعیت، حاکمیت و حکومت، به صورت روزافزونی دامنه قدرت خود را گسترش میدادند.