برای نگارش متن حاضر در پاسداشت مباحثی که از استاد علیرضا ازغندی آموختم، عنان خیال را به خود واگذاشتم تا دریابم به دنبال چیستم. در این مجال حیرانی، کلاسهای استاد، علم سیاست در ایران و جامعهای که در آن زیست میکنیم، در نسبت با خودم پررنگ شد و روایت میدان نقش جهان اصفهان عیان گشت. این میدان همه آن چیزی است که بعد از سالها زندگی زیسته دانشجویی که امروزه بخشی از مطالب استاد را در همان دانشکده تدریس میکند، از کلاسهای استاد، تجربه علم سیاست در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی و در نهایت درک جامعه ایرانی از سیاست را توصیف میکند. در این وادی حیرانی دریافتم که چگونه زیستن در حال شدن است؛ به روالی که آنچه در کلاسهای درس آموختم، برای تجربه درک بهتری از ایران یاریرسان بود. این شکل، درک و حضور کلاس استاد را برای من برجسته میکند.
داود غرایاقزندی
برای نگارش متن حاضر در پاسداشت مباحثی که از استاد علیرضا ازغندی آموختم، عنان خیال را به خود واگذاشتم تا دریابم به دنبال چیستم. در این مجال حیرانی، کلاسهای استاد، علم سیاست در ایران و جامعهای که در آن زیست میکنیم، در نسبت با خودم پررنگ شد و روایت میدان نقش جهان اصفهان عیان گشت. این میدان همه آن چیزی است که بعد از سالها زندگی زیسته دانشجویی که امروزه بخشی از مطالب استاد را در همان دانشکده تدریس میکند، از کلاسهای استاد، تجربه علم سیاست در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی و در نهایت درک جامعه ایرانی از سیاست را توصیف میکند. در این وادی حیرانی دریافتم که چگونه زیستن در حال شدن است؛ به روالی که آنچه در کلاسهای درس آموختم، برای تجربه درک بهتری از ایران یاریرسان بود. این شکل، درک و حضور کلاس استاد را برای من برجسته میکند.