یکی از مقاصد سفر ایرانیان در قرنهای دهم و یازدهم هجری تا تصاحب قدرت توسط قاجارها، سفر به هندوستان بود. در دوران صفوی، بهویژه بعد از افول این سلسله، است که «سفر» با واژهپردازیهای جدید تغییر معنا داد. سفر در ادبیات نخبگان و شاعرانِ عصر بهعنوان پدیدهای طرح میشود که تابع قوانین، ضوابط حاکم و افکار سیاسی رایج در جامعه است. یعنی با هر بار تغییر در این موازین، میل به سفر کاهش یا افزایش پیدا میکند. به همین دلیل ما با معنایی از سفر مواجه هستیم که در ادبیات جدید به مهاجرت تغییر شکل میدهد؛ در ابتدای حکومت قاجارها مقصد سفر تغییر میکند و بهمرور دیدارِ غرب جای سفر به هندوستان و نواحیِ اطراف را میگیرد. چنانکه تا به امروز دیدارِ غرب و ملجأ امنِ آن، همچو وصفِ صائبِ تبریزی از عزمِ سفرِ هند، در هر دلی پنهان است.
مهدی راستی
یکی از مقاصد سفر ایرانیان در قرنهای دهم و یازدهم هجری تا تصاحب قدرت توسط قاجارها، سفر به هندوستان بود. در دوران صفوی، بهویژه بعد از افول این سلسله، است که «سفر» با واژهپردازیهای جدید تغییر معنا داد. سفر در ادبیات نخبگان و شاعرانِ عصر بهعنوان پدیدهای طرح میشود که تابع قوانین، ضوابط حاکم و افکار سیاسی رایج در جامعه است. یعنی با هر بار تغییر در این موازین، میل به سفر کاهش یا افزایش پیدا میکند. به همین دلیل ما با معنایی از سفر مواجه هستیم که در ادبیات جدید به مهاجرت تغییر شکل میدهد؛ در ابتدای حکومت قاجارها مقصد سفر تغییر میکند و بهمرور دیدارِ غرب جای سفر به هندوستان و نواحیِ اطراف را میگیرد. چنانکه تا به امروز دیدارِ غرب و ملجأ امنِ آن، همچو وصفِ صائبِ تبریزی از عزمِ سفرِ هند، در هر دلی پنهان است.