کارنامه فکری زندهیاد دکتر داریوش شایگان حسب تبیین پژوهندگان تاریخ اندیشه ایرانی معاصر و تصدیق خود به دو دوره تقسیم میشود. در این نوشته، نظری بر تحول فکری ایشان میافکنیم و در ادامه دیدگاه شایگان در مورد سه پایه هویت ایرانی را مورد نقد و بررسی قرار میدهیم. شایگان در مرحله اول فکریاش که با انقلاب اسلامی به پایان میرسد، «هویتاندیش» و شرقگراست ولی در برهه دوم به گفتمان تجدد رو میکند. بهرغم این تحول نظری، درک زیباشناختی و نگرش ادبی شایگان تداوم مییابد. نظریه «شاعرانگی ایرانیان» شایگان، جامهای بود که بر قامت خود او دوخته شده بود؛ آغاز کنجکاویهای رازجویانه مرحله نخست شایگان با شعر و ادبیات رقم میخورد و در پایان عمر، چنانکه خود گفته است، باز هم به شعر و ادبیات پناه میبرد. «من فیلسوف نیستم. من متفکری آزادم. پیر که میشوی و احساس میکنی به اواخر عمرت نزدیک شدهای، عشق دوران بچگی و جوانی سراغت میآید.»
مهدی روزخوش
کارنامه فکری زندهیاد دکتر داریوش شایگان حسب تبیین پژوهندگان تاریخ اندیشه ایرانی معاصر و تصدیق خود به دو دوره تقسیم میشود. در این نوشته، نظری بر تحول فکری ایشان میافکنیم و در ادامه دیدگاه شایگان در مورد سه پایه هویت ایرانی را مورد نقد و بررسی قرار میدهیم. شایگان در مرحله اول فکریاش که با انقلاب اسلامی به پایان میرسد، «هویتاندیش» و شرقگراست ولی در برهه دوم به گفتمان تجدد رو میکند. بهرغم این تحول نظری، درک زیباشناختی و نگرش ادبی شایگان تداوم مییابد. نظریه «شاعرانگی ایرانیان» شایگان، جامهای بود که بر قامت خود او دوخته شده بود؛ آغاز کنجکاویهای رازجویانه مرحله نخست شایگان با شعر و ادبیات رقم میخورد و در پایان عمر، چنانکه خود گفته است، باز هم به شعر و ادبیات پناه میبرد. «من فیلسوف نیستم. من متفکری آزادم. پیر که میشوی و احساس میکنی به اواخر عمرت نزدیک شدهای، عشق دوران بچگی و جوانی سراغت میآید.»