بیشتر نظرورزیهای شایگان را نمیتوان در چارچوب یک سامانۀ فکری همساز یا یک دستگاه نظری برخوردار از ویژگیهایی با سبک و نگرش و مبانی کمابیش ثابت جای داد. او برای فهم و تبیین پارهای از آفرینشها و رویدادهای فرهنگی ایرانی و ناایرانی کوشید با خوشذوقی ویژهای از اصطلاحات شماری از نظریهپردازان غربی بهره گیرد، و حتی خود مفاهیم و اصطلاحات ویژهای را بیافریند تا با یاری آنها برخی از پدیدهها و مظاهر هنری، فکری، فرهنگی، و حتی کنشی را تفسیر یا تبیین کند. در نگاهی گذرا میتوان به مفاهیمی چون «گفتوگوي فرهنگها»، «انقلاب ديني»، «ايدئولوژيشدن سنت»، «موتاسيون فرهنگي»، «اسكيزوفرني فرهنگي»، «غربزدگي ناآگاهانه»، «تعطيلات در تاريخ»، «هويت چهلتكه» و چندین مفهوم دیگر اشاره کرد که گواه بر اندیشهورزی سختکوشانه و تلاش جدی گونهای از روشنفکر دغدغهمند و نظرپرداز در تبیین یا تفسیر پدیدههای فرهنگی در زیست جمعی انسانهایند.
موسی اکرمی
بیشتر نظرورزیهای شایگان را نمیتوان در چارچوب یک سامانۀ فکری همساز یا یک دستگاه نظری برخوردار از ویژگیهایی با سبک و نگرش و مبانی کمابیش ثابت جای داد. او برای فهم و تبیین پارهای از آفرینشها و رویدادهای فرهنگی ایرانی و ناایرانی کوشید با خوشذوقی ویژهای از اصطلاحات شماری از نظریهپردازان غربی بهره گیرد، و حتی خود مفاهیم و اصطلاحات ویژهای را بیافریند تا با یاری آنها برخی از پدیدهها و مظاهر هنری، فکری، فرهنگی، و حتی کنشی را تفسیر یا تبیین کند. در نگاهی گذرا میتوان به مفاهیمی چون «گفتوگوي فرهنگها»، «انقلاب ديني»، «ايدئولوژيشدن سنت»، «موتاسيون فرهنگي»، «اسكيزوفرني فرهنگي»، «غربزدگي ناآگاهانه»، «تعطيلات در تاريخ»، «هويت چهلتكه» و چندین مفهوم دیگر اشاره کرد که گواه بر اندیشهورزی سختکوشانه و تلاش جدی گونهای از روشنفکر دغدغهمند و نظرپرداز در تبیین یا تفسیر پدیدههای فرهنگی در زیست جمعی انسانهایند.