داریوش شایگان بیشک از مهمترین چهرههای روشنفکری معاصر ایران است که در سالهای پیش و پس از انقلاب تأثیری جدی بر نسلهای مختلف جامعه ایرانی گذاشته است. شایگان متفکری پرکار با علایق و نوشتههای متنوع بود، ازجمله در هندشناسی، فلسفه، دینشناسی، اسطورهشناسی، ادبیات و عرفان تطبیقی. در باب اهمیت شایگان و در ارزیابی کار او بسیاری نوشتهاند و به گمان من همچنان نیز باید نوشت. با این وجود، همانگونه که منصور هاشمی در مقدمه کتاب آمیزش افقها اشاره کرده است، درمجموع شایگان در قیدوبند پردازش یک مکتب فکری خاص نبود، خصلتی که آیزایا برلین آن را با صفت «روباه» توصیف میکرد، در برابر اندیشمندان «خارپشت» که تمایل به سیستمسازی دارند. این ویژگی برای شایگان هم نقطه قوت بود و هم گاهی به گمان من نقطه ضعف. نقطه قوت این ویژگی در این است که وی از هرگونه تعصب و پافشاری بر اندیشههای خود به دور بود و ابایی نداشت تا در هر اثر تازهای که مینویسد سخنان پیشین خود را حک و اصلاح کند و حتی گاهی بهکلی تغییر دهد.
احمد بستانی
داریوش شایگان بیشک از مهمترین چهرههای روشنفکری معاصر ایران است که در سالهای پیش و پس از انقلاب تأثیری جدی بر نسلهای مختلف جامعه ایرانی گذاشته است. شایگان متفکری پرکار با علایق و نوشتههای متنوع بود، ازجمله در هندشناسی، فلسفه، دینشناسی، اسطورهشناسی، ادبیات و عرفان تطبیقی. در باب اهمیت شایگان و در ارزیابی کار او بسیاری نوشتهاند و به گمان من همچنان نیز باید نوشت. با این وجود، همانگونه که منصور هاشمی در مقدمه کتاب آمیزش افقها اشاره کرده است، درمجموع شایگان در قیدوبند پردازش یک مکتب فکری خاص نبود، خصلتی که آیزایا برلین آن را با صفت «روباه» توصیف میکرد، در برابر اندیشمندان «خارپشت» که تمایل به سیستمسازی دارند. این ویژگی برای شایگان هم نقطه قوت بود و هم گاهی به گمان من نقطه ضعف. نقطه قوت این ویژگی در این است که وی از هرگونه تعصب و پافشاری بر اندیشههای خود به دور بود و ابایی نداشت تا در هر اثر تازهای که مینویسد سخنان پیشین خود را حک و اصلاح کند و حتی گاهی بهکلی تغییر دهد.