به عنوان مقدمه برای بحثم با عنوان «ایرانشناسی، کدام ایران؟»، به انسانهای صاحبدل و اهل ادب درود و وقت بهخیر میگویم. این نوع آدمیزادگان خود میدانند اما مایلم تأکید کنم که رعایت ادب در هر حوزه از پندار، گفتار، و کردار آدمی چقدر مهم و کارساز است. ازاینرو، مولانا بهدرستی میفرماید: «از خدا جوئیم توفیق ادب / بیادب محروم گشت از لطف رب / بیادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش بر همه آفاق زد / ... از ادب پر نور گشتست این فلک / وز ادب معصوم و پاک آمد ملک / ... هرچه بر تو آید از ظلمات و غم / آن ز بیباکی و گستاخیست هم» (مثنوی، دفتر اول: ۷۸-۷۹، ۹۱، ۸۹). باز برای یادآوری، منظور از ادب، حد و حدودی است که در هر امر انسانی و به تبع آن در هر یک از مقولات و امور جمعی و بهویژه همگانی زیربنا و پایة اقدامات مادی و معنوی است. پس، ادب همانا چهارچوبهای ارزشی هر امر است و همین چهارچوب است که حجابِ هر حرفه و هر شغل را مشخص میکند و موجب میشود به بیان کنفوسیوس، طبیب، طبابت؛ معلم، تعلیم؛ بانکدار، بانکداری؛ کشاورز، کشاورزی؛ طالب، آموزش؛ مسئول صندوق ملی، امانتداری؛ و فرمانرانان حکومتداری کنند.
فرهنگ رجایی
به عنوان مقدمه برای بحثم با عنوان «ایرانشناسی، کدام ایران؟»، به انسانهای صاحبدل و اهل ادب درود و وقت بهخیر میگویم. این نوع آدمیزادگان خود میدانند اما مایلم تأکید کنم که رعایت ادب در هر حوزه از پندار، گفتار، و کردار آدمی چقدر مهم و کارساز است. ازاینرو، مولانا بهدرستی میفرماید: «از خدا جوئیم توفیق ادب / بیادب محروم گشت از لطف رب / بیادب تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش بر همه آفاق زد / ... از ادب پر نور گشتست این فلک / وز ادب معصوم و پاک آمد ملک / ... هرچه بر تو آید از ظلمات و غم / آن ز بیباکی و گستاخیست هم» (مثنوی، دفتر اول: ۷۸-۷۹، ۹۱، ۸۹). باز برای یادآوری، منظور از ادب، حد و حدودی است که در هر امر انسانی و به تبع آن در هر یک از مقولات و امور جمعی و بهویژه همگانی زیربنا و پایة اقدامات مادی و معنوی است. پس، ادب همانا چهارچوبهای ارزشی هر امر است و همین چهارچوب است که حجابِ هر حرفه و هر شغل را مشخص میکند و موجب میشود به بیان کنفوسیوس، طبیب، طبابت؛ معلم، تعلیم؛ بانکدار، بانکداری؛ کشاورز، کشاورزی؛ طالب، آموزش؛ مسئول صندوق ملی، امانتداری؛ و فرمانرانان حکومتداری کنند.