تبیین مبنای قاعده حقوقی نه مانند طرفداران مکاتب حقوق فطری یا تحققی تاریخی و اجتماعی منکر نقش اراده دولت در معنای عام کلمه در ایجاد قاعده حقوقی شد و نه مانند هگل و برخی دیگر از اتحاد دولت و حقوق سخن گفت. در عین شناسایی اثر اراده دولت در ساخت قاعده حقوقی، این اراده را محاط در نیروهای دیگر سازنده حقوق اعلام کرد و توجه داد که میدان جامعه، میدان عمل نیروهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و دولت نمیتواند و نباید قدرت خود را بیمرز و اراده، نامحدود بداند. یادآور میشود که در سراسر این بحث مراد او از دولت، دولت به معنای عام است که قوه قانونگذار (پارلمان)، قوه حقگزار (دادگاههای دادگستری) و قوه اجرایی (هیأت دولت و مدیران) و دیگر نهادهای سیاستگذار و اعمالکننده قدرت سیاسی را در بر میگیرد.
لعیا جنیدی
تبیین مبنای قاعده حقوقی نه مانند طرفداران مکاتب حقوق فطری یا تحققی تاریخی و اجتماعی منکر نقش اراده دولت در معنای عام کلمه در ایجاد قاعده حقوقی شد و نه مانند هگل و برخی دیگر از اتحاد دولت و حقوق سخن گفت. در عین شناسایی اثر اراده دولت در ساخت قاعده حقوقی، این اراده را محاط در نیروهای دیگر سازنده حقوق اعلام کرد و توجه داد که میدان جامعه، میدان عمل نیروهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و دولت نمیتواند و نباید قدرت خود را بیمرز و اراده، نامحدود بداند. یادآور میشود که در سراسر این بحث مراد او از دولت، دولت به معنای عام است که قوه قانونگذار (پارلمان)، قوه حقگزار (دادگاههای دادگستری) و قوه اجرایی (هیأت دولت و مدیران) و دیگر نهادهای سیاستگذار و اعمالکننده قدرت سیاسی را در بر میگیرد.