۱۴:۱۷
راه نو در بستر سنت؛ در باب اخلاق الاشراف عبید زاکانی

روح‌الله اسلامی

عبید در عصر تیموریان و دوران بی‌ثبات حاکمیت ریاکارانه ساختارهای ملوک‌الطوایفی قرن هشتم زندگی می‌کند که در آن اشراف در حال از بین رفتن و به جای آن‌ها خربنده‌های پست حاکم شده‌اند. عبید زاکانی رساله‌ای در باب اخلاق اجتماعی و سیاسی به نام اخلاق الاشراف بر مثال فارابی، ابن‌سینا، مسکویه و خواجه نصیرالدین طوسی می‌نویسد و به گونه‌ای فلسفه اخلاق آن‌ها را حاشیه‌نویسی می‌کند. حاشیه‌نویسی عبید با ابتکاراتی همراه است. یعنی او با خلق دوگانه مذهب منسوخ که راه و رسم حکما و پیامبران، یعنی همان مدینه فاضله و مذهب مختار که راه و رسم مدینه جاهله و فاسقه زمان خویش است، طنزی تلخ می‌آفریند. عبید زاکانی در قامت فیلسوفی سیاسی با زبان فارسی قصد احیای آداب و اخلاق فرهیختگان و بزرگانی را دارد که از مملکت‌داری طرد شده‌اند. او ریاکاری را نشانه می‌رود و رساله‌ای منظم و منطقی دارای قواعد فلسفی در تداوم سنت ارسطو و افلاطون تا فارابی و ابن‌سینا خلق می‌کند. آیا بریدن عبید زاکانی از فلسفه آرمان‌گرای افلاطون و ارسطو و نقد فارابی نوعی شروع اخلاق مصلحت‌گرای ماکیاولی و اصول فایده‌گرای مدرن است؟ در باب مذهب مختار عبید زاکانی و همانندی‌ها و تفاوت‌های او با ماکیاول و اراسموس چگونه می‌توان قضاوت کرد؟

نظر کاربران