به نظر سروش، پرسش از انحطاط یا ناکامی تاریخی مسلمین «پرسشی صددرصد فلسفی نیست، بلکه حتماً یک بعد تجربی- علمی هم دارد که باید آن را در نظر داشت زیرا مؤلفههای تجربی و واقعی فراوانی در این پرسش نهفته است و برای پاسخ به این پرسش، ناگزیر باید به عالم واقع روی کنیم و مستندات تجربی- علمی را در کنار هم بنشانیم». به این ترتیب این موضوع نباید «ملک طلق فیلسوفان انگاشته شود». سروش مفهوم وسیع تجربه را مد نظر دارد که رجوع به تاریخ، جامعهشناسی و داشتن فلسفه تاریخ (نه به معنای هگلی، بیشتر از جنس متدولوژی علم تاریخ) از جمله مصادیق آن است. بنابراین فلسفهای که در پرسش از انحطاط به کار ما میآید متافیزیکی نیست و فلسفه تاریخ و علمالاجتماع است که ما را در صورتبندی سؤالات یاری میکند. سروش معتقد است با استفاده از مفاهیم کلانی مانند عقلانیت، مدرنیته، تمدن یا فرهنگ نمیتوان علل ناکامی مسلمانان را بررسی کرد «چرا که این مقولات آنقدر بزرگاند که از گلوی تحلیل تاریخی پایین نمیروند و اگر بخواهیم این مقولات کمکی به ما کنند باید خردشان کنیم چراکه ما در عالم خارج با چنین شخصیتهایی مواجه نیستیم».
مهدی روزخوش
به نظر سروش، پرسش از انحطاط یا ناکامی تاریخی مسلمین «پرسشی صددرصد فلسفی نیست، بلکه حتماً یک بعد تجربی- علمی هم دارد که باید آن را در نظر داشت زیرا مؤلفههای تجربی و واقعی فراوانی در این پرسش نهفته است و برای پاسخ به این پرسش، ناگزیر باید به عالم واقع روی کنیم و مستندات تجربی- علمی را در کنار هم بنشانیم». به این ترتیب این موضوع نباید «ملک طلق فیلسوفان انگاشته شود». سروش مفهوم وسیع تجربه را مد نظر دارد که رجوع به تاریخ، جامعهشناسی و داشتن فلسفه تاریخ (نه به معنای هگلی، بیشتر از جنس متدولوژی علم تاریخ) از جمله مصادیق آن است. بنابراین فلسفهای که در پرسش از انحطاط به کار ما میآید متافیزیکی نیست و فلسفه تاریخ و علمالاجتماع است که ما را در صورتبندی سؤالات یاری میکند. سروش معتقد است با استفاده از مفاهیم کلانی مانند عقلانیت، مدرنیته، تمدن یا فرهنگ نمیتوان علل ناکامی مسلمانان را بررسی کرد «چرا که این مقولات آنقدر بزرگاند که از گلوی تحلیل تاریخی پایین نمیروند و اگر بخواهیم این مقولات کمکی به ما کنند باید خردشان کنیم چراکه ما در عالم خارج با چنین شخصیتهایی مواجه نیستیم».