یکی از مقاطع مهم زندگی عبدالکریم سروش شش سالی است که میان پیوستن به موج انقلاب اسلامی در سال 1357 تا استعفا از ستاد انقلاب فرهنگی در سال 1363 است. این شش سال خط تمایزی واضح با سالهای بعدی زندگی فکری سروش دارد که با نگارش مقاله «از تاریخ بیاموزیم» در شماره بیستم کیهان فرهنگی قابلتشخیص است. سروش در شش سال یادشده هیچگاه شمشیر برنده خود را برای مقابله با «تاریخپرستی» غلاف نکرد و با ایستادگی تمامقد در برابر «اخلاق علمیگرایان»، ابزار نظری مارکسیستها را منهدم میکرد. آموزه کانونی این برهه از زندگی فکری سروش این بود که نمیتوان با اثبات یک واقعیت در تاریخ، نتایجی اخلاقی از آن گرفت. آموزهای که بهوضوح تحتتاثیر کارل ریموند پوپر فیلسوف تحلیلی بود و سروش با تمسک به او از ذاتگرایی در علم و فلسفه رهایی یافته بود. اما در میانه دهه شصت خورشیدی و زمانی که صدای بسط و قبض تئوریک شریعت بلند شد، انتقادات سروش علیه مارکسیسم نیز به حاشیه رفت و دوران دیگری در زندگی او آغاز شد.
حامد زارع
یکی از مقاطع مهم زندگی عبدالکریم سروش شش سالی است که میان پیوستن به موج انقلاب اسلامی در سال 1357 تا استعفا از ستاد انقلاب فرهنگی در سال 1363 است. این شش سال خط تمایزی واضح با سالهای بعدی زندگی فکری سروش دارد که با نگارش مقاله «از تاریخ بیاموزیم» در شماره بیستم کیهان فرهنگی قابلتشخیص است. سروش در شش سال یادشده هیچگاه شمشیر برنده خود را برای مقابله با «تاریخپرستی» غلاف نکرد و با ایستادگی تمامقد در برابر «اخلاق علمیگرایان»، ابزار نظری مارکسیستها را منهدم میکرد. آموزه کانونی این برهه از زندگی فکری سروش این بود که نمیتوان با اثبات یک واقعیت در تاریخ، نتایجی اخلاقی از آن گرفت. آموزهای که بهوضوح تحتتاثیر کارل ریموند پوپر فیلسوف تحلیلی بود و سروش با تمسک به او از ذاتگرایی در علم و فلسفه رهایی یافته بود. اما در میانه دهه شصت خورشیدی و زمانی که صدای بسط و قبض تئوریک شریعت بلند شد، انتقادات سروش علیه مارکسیسم نیز به حاشیه رفت و دوران دیگری در زندگی او آغاز شد.