زندهیاد دکتر داود فیرحی دستی سازنده و کارکردی ارزنده در علوم سیاسی ایران داشت؛ هرچند شوربختانه تندباد مرگی نابهنگام بهناگاه این استاد سختکوش و چهره نیکنام را از جامعه ایرانی و باهماد دانشی علوم سیاسی ربود. اکنون دریغی جانکاه در جای نازکاندیشیهای تازهتر و درنگهای نوینتری نشسته است که از وی انتظار میرفت و پیشبینی میشد. این دریغ آنگاه جدیتر میشود که دریابیم فیرحی، پس از حمید عنایت، بیش از هر چهره دانشگاهی دیگری به درنگهای اندیشناکی در سویههای دینی و جوانب آیینی زیست سیاسی ما بیباکی نمود و دستکم در برخی چشماندازهای مهم، راههای نارفته و گذرگاههای تازهای را گشود. مشخصاً آنچه به تلاشهای دکتر فیرحی گیرایی ویژهای بخشید، توجه تحلیلی و بازگشت انتقادی وی به سویههای گوناگون فقه سیاسی، به مثابه جانمایه اندیشههای دینی سدههای اخیر، است. در این میان، مقاله «استعارههای دولت در فقه سیاسی معاصر شیعه» توجهبرانگیز و برجسته ظاهر شد و کوشش فیرحی طی این مقاله در پردهگشایی از وجوه استعاریاندیشی پنهان میان فقیهان شیعه گویای یک امکان تازه در دولتپژوهی فقهی واقع شد. طی نوشتار پیش رو، پس از توضیح مختصر جانمایه این مقاله، به دستاورد نظری آن میپردازم و سه ویژگی کانونی آن را، که به باور نگارنده این سطور به این مقاله جایگاهی پربسامد و تاریخساز بخشیده است، به بحث میگذارم.
عبدالمجید مبلغی
زندهیاد دکتر داود فیرحی دستی سازنده و کارکردی ارزنده در علوم سیاسی ایران داشت؛ هرچند شوربختانه تندباد مرگی نابهنگام بهناگاه این استاد سختکوش و چهره نیکنام را از جامعه ایرانی و باهماد دانشی علوم سیاسی ربود. اکنون دریغی جانکاه در جای نازکاندیشیهای تازهتر و درنگهای نوینتری نشسته است که از وی انتظار میرفت و پیشبینی میشد. این دریغ آنگاه جدیتر میشود که دریابیم فیرحی، پس از حمید عنایت، بیش از هر چهره دانشگاهی دیگری به درنگهای اندیشناکی در سویههای دینی و جوانب آیینی زیست سیاسی ما بیباکی نمود و دستکم در برخی چشماندازهای مهم، راههای نارفته و گذرگاههای تازهای را گشود. مشخصاً آنچه به تلاشهای دکتر فیرحی گیرایی ویژهای بخشید، توجه تحلیلی و بازگشت انتقادی وی به سویههای گوناگون فقه سیاسی، به مثابه جانمایه اندیشههای دینی سدههای اخیر، است. در این میان، مقاله «استعارههای دولت در فقه سیاسی معاصر شیعه» توجهبرانگیز و برجسته ظاهر شد و کوشش فیرحی طی این مقاله در پردهگشایی از وجوه استعاریاندیشی پنهان میان فقیهان شیعه گویای یک امکان تازه در دولتپژوهی فقهی واقع شد. طی نوشتار پیش رو، پس از توضیح مختصر جانمایه این مقاله، به دستاورد نظری آن میپردازم و سه ویژگی کانونی آن را، که به باور نگارنده این سطور به این مقاله جایگاهی پربسامد و تاریخساز بخشیده است، به بحث میگذارم.