آنچه ذهن وبر را به خود مشغول داشته و درصدد تبیین علّی آن برآمده است، خردگرایی جدید غربی است که به نظر او در هیچ تمدن دیگری نظیر آن را نمیتوان یافت. از اینرو جامعهشناسی او، نظریهای درباره تحول تمدن غرب و کوششی برای درک تاریخ چندهزارساله غرب است. بنابراین هنگام مطالعه آثار وبر باید این نکته را در نظر داشت که وبر گاهی در مقام تاریخنگار سخن میگوید و بعضی مواقع بهعنوان جامعهشناس، اما به جای آنکه تاریخ وقایع را دنبال کند، دامنه تاریخ تحولات غرب را در سه قلمروی دین، حقوق و سلطه مطالعه میکند. اما تحولات اجتماعی را میتوان از دو دیدگاه مطالعه کرد: یکی دیدگاه تکاملی و دیگری دیدگاه تطبیقی. از دیدگاه تکاملی، تاریخ از چندین مرحله گذر کرده است که هر مرحله، از مرحله پیش از خود سربرمیکشد، در مرتبه بالاتری قرار گرفته و در ضمن دستاوردهای مرحله پیشین را نیز حفظ میکند. بنابراین نظریهپردازان تکاملی از تحول اجتماعی تکخطی سخن میگویند که به نظر آنان ضروری، پیوسته و انباشتشونده است. اما آنها درباره ابعاد تحولی که انتخاب میکنند، یعنی در خصوص واحدهایی که در نظرشان حامل تحولاند و نیز تعداد مراحلی که تصور میکنند در روند تحول وجود دارند و همچنین معیاری که برای جهتیابی تحول این واحدها در نظر میگیرند، اختلافنظر دارند.
یدالله موقن
آنچه ذهن وبر را به خود مشغول داشته و درصدد تبیین علّی آن برآمده است، خردگرایی جدید غربی است که به نظر او در هیچ تمدن دیگری نظیر آن را نمیتوان یافت. از اینرو جامعهشناسی او، نظریهای درباره تحول تمدن غرب و کوششی برای درک تاریخ چندهزارساله غرب است. بنابراین هنگام مطالعه آثار وبر باید این نکته را در نظر داشت که وبر گاهی در مقام تاریخنگار سخن میگوید و بعضی مواقع بهعنوان جامعهشناس، اما به جای آنکه تاریخ وقایع را دنبال کند، دامنه تاریخ تحولات غرب را در سه قلمروی دین، حقوق و سلطه مطالعه میکند. اما تحولات اجتماعی را میتوان از دو دیدگاه مطالعه کرد: یکی دیدگاه تکاملی و دیگری دیدگاه تطبیقی. از دیدگاه تکاملی، تاریخ از چندین مرحله گذر کرده است که هر مرحله، از مرحله پیش از خود سربرمیکشد، در مرتبه بالاتری قرار گرفته و در ضمن دستاوردهای مرحله پیشین را نیز حفظ میکند. بنابراین نظریهپردازان تکاملی از تحول اجتماعی تکخطی سخن میگویند که به نظر آنان ضروری، پیوسته و انباشتشونده است. اما آنها درباره ابعاد تحولی که انتخاب میکنند، یعنی در خصوص واحدهایی که در نظرشان حامل تحولاند و نیز تعداد مراحلی که تصور میکنند در روند تحول وجود دارند و همچنین معیاری که برای جهتیابی تحول این واحدها در نظر میگیرند، اختلافنظر دارند.