شاهنامه متنی حماسی بر مبنایی اسطورهای است. حماسه عموماً امری مردانه است. از دیدِ مردسالارانه غیبتِ زنان در حماسهها از ضعفِ جسمی آنهاست، اما از دید کلیِ انسانی، زنان خوشبخت و سربلند هستند که در خشونتهای بیپایانِ تاریخِ مردانه نقشِ اصلی را بر عهده نداشتهاند. به هر روی نمیتوان انتظار داشت که در متونِ حماسی زنان نقش اصلی را ایفا کنند. بنا بر این هر نوع بررسیِ زنانه در این متون باید با احتیاط، منطقی و دور از زیادهخواهی باشد. روشِ منطقی این است که زنان در شاهنامه را نه با نظریههای زنگرایانه امروز که با متونِ مشابه در دورهٔ تاریخی مشابه بررسی کنیم. تنها در این بررسی است که اوجِ زنستایی فردوسی مشخص میشود.
جواد رنجبر درخشیلر
شاهنامه متنی حماسی بر مبنایی اسطورهای است. حماسه عموماً امری مردانه است. از دیدِ مردسالارانه غیبتِ زنان در حماسهها از ضعفِ جسمی آنهاست، اما از دید کلیِ انسانی، زنان خوشبخت و سربلند هستند که در خشونتهای بیپایانِ تاریخِ مردانه نقشِ اصلی را بر عهده نداشتهاند. به هر روی نمیتوان انتظار داشت که در متونِ حماسی زنان نقش اصلی را ایفا کنند. بنا بر این هر نوع بررسیِ زنانه در این متون باید با احتیاط، منطقی و دور از زیادهخواهی باشد. روشِ منطقی این است که زنان در شاهنامه را نه با نظریههای زنگرایانه امروز که با متونِ مشابه در دورهٔ تاریخی مشابه بررسی کنیم. تنها در این بررسی است که اوجِ زنستایی فردوسی مشخص میشود.