اسمش را هرچه بگذاریم و نقطه شروعش را هرکجای تاریخ که قرار دهیم، بدون شک باید جلال آلاحمد را یکی از آغازگران nonfictionنویسی به معنای مرسوم و مصطلح امروز دانست. جلال را بیشتر به داستانهایش میشناسند، اما جالب است که با اختلاط دو دسته مهم آثار او، یعنی «مقالات» و «مشاهدات و سفرنامهها» در یک دسته کلی به نام ناداستان، میبینیم که سهم آثار غیرداستانی او اگر بیشتر از داستانهایش نباشد، کمتر نیست. پس چرا جلال را بیشتر به نام «روایتنویس» نمیشناسیم؟ شاید به خاطر گنگی و نامشخص بودن این قالب در دهه قبل باشد، چنانکه «سنگی بر گوری»، این درخشانترین روایت جلال، تا سالها در ادبیات فارسی «داستان بلند» خوانده میشد! اما هرچه هست، بسیاری از نامهای آشنا در کارنامه جلال در این قالب تازهکشفشده دستهبندی میشوند: در خدمت و خیانت روشنفکران، غربزدگی، خسی در میقات، اورازان و...
پیمان طالبی
اسمش را هرچه بگذاریم و نقطه شروعش را هرکجای تاریخ که قرار دهیم، بدون شک باید جلال آلاحمد را یکی از آغازگران nonfictionنویسی به معنای مرسوم و مصطلح امروز دانست. جلال را بیشتر به داستانهایش میشناسند، اما جالب است که با اختلاط دو دسته مهم آثار او، یعنی «مقالات» و «مشاهدات و سفرنامهها» در یک دسته کلی به نام ناداستان، میبینیم که سهم آثار غیرداستانی او اگر بیشتر از داستانهایش نباشد، کمتر نیست. پس چرا جلال را بیشتر به نام «روایتنویس» نمیشناسیم؟ شاید به خاطر گنگی و نامشخص بودن این قالب در دهه قبل باشد، چنانکه «سنگی بر گوری»، این درخشانترین روایت جلال، تا سالها در ادبیات فارسی «داستان بلند» خوانده میشد! اما هرچه هست، بسیاری از نامهای آشنا در کارنامه جلال در این قالب تازهکشفشده دستهبندی میشوند: در خدمت و خیانت روشنفکران، غربزدگی، خسی در میقات، اورازان و...