عنوان «مشرقیون جهان متحد شوید» اشاره به موضوعی است که هانری کربن در نقضِ غرضِ «کارگران جهان متحد شوید» مطرح کرد. فهم این مسئله بیشتر از اینکه در غرب مورد توجه قرار گیرد، در ایران مؤثر افتد، زیرا کربن به مفاهیمی در تاریخ اندیشیدن ایرانی نظر داشت که لاجرم محل آشنایی متفکران جدید در غرب نبود و طبیعی مینمود که مباحث نظریِ او در آنجا جدی گرفته نشود. اما در ایران به دلیل وجود خاستگاه این مباحث و حضور شارحانی که به این قلمروی سترگ تعلق داشتند، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. اساس این بحث بر پایهی این تلقی بود که باید جهانیان را از وجود میراث گرانبهایی که شعلهی آتش آن از زمان حکمای الهی ایران باستان تاکنون خاموش نشده است، مطلع ساخت. این جمله، شالودهی تمام بحثی است که هانری کربن در تلاش بود توضیح دهد که در دنیای غرب، از آن حیث که فلسفه دچار بحران شده است، پس باید برای راه بیرونرفت از این گمگشتگی، راه جدیدی را گشود. راهی که به زعم او، باید آن را در اندیشهی شرقی جست. چنانکه متولیانش آن را یگانه حقیقت کل مینگرند و به همت ایشان، تداومِ سنتِ فلسفیِ ایرانزمین تا زمان ما راه یافته و در تناسب با وضعِ بحران اندیشهی جدید در غرب، میتواند از درک ضروری و عمیق حکایت کند.
امیر برهان
عنوان «مشرقیون جهان متحد شوید» اشاره به موضوعی است که هانری کربن در نقضِ غرضِ «کارگران جهان متحد شوید» مطرح کرد. فهم این مسئله بیشتر از اینکه در غرب مورد توجه قرار گیرد، در ایران مؤثر افتد، زیرا کربن به مفاهیمی در تاریخ اندیشیدن ایرانی نظر داشت که لاجرم محل آشنایی متفکران جدید در غرب نبود و طبیعی مینمود که مباحث نظریِ او در آنجا جدی گرفته نشود. اما در ایران به دلیل وجود خاستگاه این مباحث و حضور شارحانی که به این قلمروی سترگ تعلق داشتند، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. اساس این بحث بر پایهی این تلقی بود که باید جهانیان را از وجود میراث گرانبهایی که شعلهی آتش آن از زمان حکمای الهی ایران باستان تاکنون خاموش نشده است، مطلع ساخت. این جمله، شالودهی تمام بحثی است که هانری کربن در تلاش بود توضیح دهد که در دنیای غرب، از آن حیث که فلسفه دچار بحران شده است، پس باید برای راه بیرونرفت از این گمگشتگی، راه جدیدی را گشود. راهی که به زعم او، باید آن را در اندیشهی شرقی جست. چنانکه متولیانش آن را یگانه حقیقت کل مینگرند و به همت ایشان، تداومِ سنتِ فلسفیِ ایرانزمین تا زمان ما راه یافته و در تناسب با وضعِ بحران اندیشهی جدید در غرب، میتواند از درک ضروری و عمیق حکایت کند.