معلم اول ارسطو است که فکر میکرد دوستی شرط لازم برای هر زندگی جمعی است. وی کتاب هشتم از اخلاق نیکوماخوسی خود را چنین آغاز میکند: «اهتمام بعدی من … بحث از دوستی است. چون دوستی یک فضیلت است و بالاتر از آن جزء جداییناپذیر زندگی جمعی است» (۱۱۵۵الف). جداییناپذیر است چون «دوستی پادشاه [بخوانید حکومت] با رعایایش [بخوانید شهروندان] به معنای برترین احسان است؛ چون پادشاه وقتی به رعایای خویش مهر و خوبی میورزد که دغدغهٔ فهم و تشویق آسایش آنها را داشته باشد، آنطور که چوپانان دربارهٔ گوسفندان خود توجه میکنند و مهر میورزند» (۱۱۶۱الف). افزون بر این، ارسطو در کتاب سیاست که مستقیماً به تحلیل امر سیاسی میپردازد مدعی است که دوستی، کشور/ مُلک/ دولت را از بحران و نابودی نجات میدهد: «به گمان ما دوستی برترین مصلحت در هر کشور است، چون بهترین نگهبان آن در برابر آشوبها و انقلابها علیهٔ وحدت جامعهٔ سیاسی است» (۱۲۶۲ب).
فرهنگ رجایی
معلم اول ارسطو است که فکر میکرد دوستی شرط لازم برای هر زندگی جمعی است. وی کتاب هشتم از اخلاق نیکوماخوسی خود را چنین آغاز میکند: «اهتمام بعدی من … بحث از دوستی است. چون دوستی یک فضیلت است و بالاتر از آن جزء جداییناپذیر زندگی جمعی است» (۱۱۵۵الف). جداییناپذیر است چون «دوستی پادشاه [بخوانید حکومت] با رعایایش [بخوانید شهروندان] به معنای برترین احسان است؛ چون پادشاه وقتی به رعایای خویش مهر و خوبی میورزد که دغدغهٔ فهم و تشویق آسایش آنها را داشته باشد، آنطور که چوپانان دربارهٔ گوسفندان خود توجه میکنند و مهر میورزند» (۱۱۶۱الف). افزون بر این، ارسطو در کتاب سیاست که مستقیماً به تحلیل امر سیاسی میپردازد مدعی است که دوستی، کشور/ مُلک/ دولت را از بحران و نابودی نجات میدهد: «به گمان ما دوستی برترین مصلحت در هر کشور است، چون بهترین نگهبان آن در برابر آشوبها و انقلابها علیهٔ وحدت جامعهٔ سیاسی است» (۱۲۶۲ب).