ادیب سلطانی پیشگفتاری بس درخشان در چهل و هفت رویه بر برگردان خود از «سوگنمایش هملت، شاهپور دانمارک» نوشته است که خود گلستانی خوشرنگوبو برای گردش معنوی در آن است و هر خواستاری را در پیوند با ادبیات و شیکسپیئر و زبان گلی و گلهایی خواهد بخشید. در اینجا مجال پرداختن به شماری از نکات برجستهٔ این پیشگفتار نیست. ادیب سلطانی چنان شیفتهٔ هملت است که هیچ شخصیت ادبیای را یارای هماوردی با هملت در محبوبیت نزد او نیست. او برگردان خویش از این شاهکار همیشگی تاریخ ادب و فرهنگ انسانی را «با ستایش و نیایش» به خود «هملت، شاهپور دانمارک» پیشکش کرده است، هملتی که از سوی ادیب سلطانی یک «چپ» یا «چپگرا» شناسانده است، هملت جوانی که چهرهاش را ادیبسلطانی همانند چهرهٔ رامبرانت، آنگونه که خود رامبرانت خود را در خودنگارهٔ بلندآوازهاش نمایانده است، میدانسته است، چنان که آن خودنگاره بر روی پوشینهٔ کتاب نهاده است.
موسی اکرمی
ادیب سلطانی پیشگفتاری بس درخشان در چهل و هفت رویه بر برگردان خود از «سوگنمایش هملت، شاهپور دانمارک» نوشته است که خود گلستانی خوشرنگوبو برای گردش معنوی در آن است و هر خواستاری را در پیوند با ادبیات و شیکسپیئر و زبان گلی و گلهایی خواهد بخشید. در اینجا مجال پرداختن به شماری از نکات برجستهٔ این پیشگفتار نیست. ادیب سلطانی چنان شیفتهٔ هملت است که هیچ شخصیت ادبیای را یارای هماوردی با هملت در محبوبیت نزد او نیست. او برگردان خویش از این شاهکار همیشگی تاریخ ادب و فرهنگ انسانی را «با ستایش و نیایش» به خود «هملت، شاهپور دانمارک» پیشکش کرده است، هملتی که از سوی ادیب سلطانی یک «چپ» یا «چپگرا» شناسانده است، هملت جوانی که چهرهاش را ادیبسلطانی همانند چهرهٔ رامبرانت، آنگونه که خود رامبرانت خود را در خودنگارهٔ بلندآوازهاش نمایانده است، میدانسته است، چنان که آن خودنگاره بر روی پوشینهٔ کتاب نهاده است.