روشنفکران ایرانی در دههی چهل و پنجاه خورشیدی با تکیه بر ایده کانونی «غربزدگی» با تولیت جلال آلاحمد مسئول پراکندن آگاهی کاذبی در جامعهی ایرانی شدند که نه تنها طرح پرسش از دستاوردهای سیاسی و اقتصادی مدرن را تا اطلاع ثانوی به تعویق انداخت، بلکه ضدیت با آنها را در جامعه تبلیغ و تبیین کرد. این نقش مخرب روشنفکری در ایران زمانی برجستهتر و بحرانیتر میشود که بدانیم تکنوکراتهای کشورهای آسیای شرقی و سیاستمداران ترک و تاجران عرب حوزه خلیج فارس بدون داشتن تجربهی سنگین مواجهه با تجدد در جامعهی خود، در یک فرمول عملگرایانه و در اعراض از طرح بحث فکری، توانستهاند بیشترین بسترهای معطوف به نهادهای مدرن را در کشور خویش به وجود آورند.
حامد زارع
روشنفکران ایرانی در دههی چهل و پنجاه خورشیدی با تکیه بر ایده کانونی «غربزدگی» با تولیت جلال آلاحمد مسئول پراکندن آگاهی کاذبی در جامعهی ایرانی شدند که نه تنها طرح پرسش از دستاوردهای سیاسی و اقتصادی مدرن را تا اطلاع ثانوی به تعویق انداخت، بلکه ضدیت با آنها را در جامعه تبلیغ و تبیین کرد. این نقش مخرب روشنفکری در ایران زمانی برجستهتر و بحرانیتر میشود که بدانیم تکنوکراتهای کشورهای آسیای شرقی و سیاستمداران ترک و تاجران عرب حوزه خلیج فارس بدون داشتن تجربهی سنگین مواجهه با تجدد در جامعهی خود، در یک فرمول عملگرایانه و در اعراض از طرح بحث فکری، توانستهاند بیشترین بسترهای معطوف به نهادهای مدرن را در کشور خویش به وجود آورند.