چگونه پایهگذاری نوعی فن-دانشِ سیاسی بهدست ماکیاولی در قرن شانزدهم میتواند شیوهٔ ساخت فن-دانشی امروزی در جهت کار اجتماعیِ مورد تحقیق ما را روشن سازد؟ چگونه بحثهای کنونی حول غلبه نگاه مدیریتی در علوم اجرایی و کار روی انسانها، که از پیشزمینهای ایدئولوژیک برخوردارند (رقابت، کارایی و سنجش)، موفق خواهند شد افقهای متنوعتری از جهان را به روی خود بگشایند؟ رویکرد ماکیاولی بهعنوان یک فعال-پژوهشگر که در پی تئوریزه کردن کنش سیاسی خود بود میتواند روشی قابل انطباق فراروی ما بگذارد. چرا برای فعالان و فعال-پژوهشگرانِ حوزهٔ کار اجتماعی سودمند است که به بازخوانی و بازاندیشی کارهای شاخص ماکیاولی یعنی شهریار و گفتارها بپردازند. از پس ظاهر پیامهای بزرگنماییشدهای همچون ماکیاولیسم، گستاخی، هنر جنگیدن، «هدف توجیهگر وسیله»... چه پیام و راهکاری برای ما نهفته است؟ چگونه پایهگذاری نوعی فن-دانشِ سیاسی بهدست ماکیاولی در قرن شانزدهم میتواند نحوه ساخت فن-دانشی امروزی در جهت کار اجتماعیِ مورد تحقیق ما را روشن سازد؟ چگونه بحثهای کنونی حول غلبه نگاه مدیریتی در علوم اجرایی و کار روی انسانها که از پیشزمینهای ایدئولوژیک برخوردارند (رقابت، کارآیی و سنجش)، موفق خواهند شد افقهای متنوعتری از جهان را به روی خود بگشایند؟
هِروِه دروار/ ترجمه امیرتیمور شیبانی
چگونه پایهگذاری نوعی فن-دانشِ سیاسی بهدست ماکیاولی در قرن شانزدهم میتواند شیوهٔ ساخت فن-دانشی امروزی در جهت کار اجتماعیِ مورد تحقیق ما را روشن سازد؟ چگونه بحثهای کنونی حول غلبه نگاه مدیریتی در علوم اجرایی و کار روی انسانها، که از پیشزمینهای ایدئولوژیک برخوردارند (رقابت، کارایی و سنجش)، موفق خواهند شد افقهای متنوعتری از جهان را به روی خود بگشایند؟ رویکرد ماکیاولی بهعنوان یک فعال-پژوهشگر که در پی تئوریزه کردن کنش سیاسی خود بود میتواند روشی قابل انطباق فراروی ما بگذارد. چرا برای فعالان و فعال-پژوهشگرانِ حوزهٔ کار اجتماعی سودمند است که به بازخوانی و بازاندیشی کارهای شاخص ماکیاولی یعنی شهریار و گفتارها بپردازند. از پس ظاهر پیامهای بزرگنماییشدهای همچون ماکیاولیسم، گستاخی، هنر جنگیدن، «هدف توجیهگر وسیله»... چه پیام و راهکاری برای ما نهفته است؟ چگونه پایهگذاری نوعی فن-دانشِ سیاسی بهدست ماکیاولی در قرن شانزدهم میتواند نحوه ساخت فن-دانشی امروزی در جهت کار اجتماعیِ مورد تحقیق ما را روشن سازد؟ چگونه بحثهای کنونی حول غلبه نگاه مدیریتی در علوم اجرایی و کار روی انسانها که از پیشزمینهای ایدئولوژیک برخوردارند (رقابت، کارآیی و سنجش)، موفق خواهند شد افقهای متنوعتری از جهان را به روی خود بگشایند؟