نوشتن از فیلسوف جامعه ایرانی در زمانهای که، بیش از هر دورهای، تحول را به رخ میکشد کار سادهای نیست. دشواری کار آنجا بیشتر میشود که خود فیلسوف نیز دستی در تحول دارد و رویکرد و رویهای نو را در ساحت اندیشه گشوده است. داوری را میتوان دارای چند دوره فکری دانست؛ داوری میراثپژوه، داوری سنتاندیش، داوری محافظهکار و داوری توسعهاندیش. در سخن از داوری چیزی که برای من بسیار جذاب مینماید آمیختگی این معلم سالخورده فلسفه با روان و کنش جامعه ایرانی است. این معلم سنتاندیش در تعامل با جامعه انقلابی دهههای پنجاه تا هفتاد، که با تب تغییر بزرگ پیش میتاخت، در هر اندیشهاش غرب مدرن را به هماوری میخواند. پرداختن به غرب و تجدد و هماوردخوانی را باید پسزمینه ثابت اندیشه داوری تا طرح انداختن مفهوم توسعه بدانیم.
طیبه محمدیکیا
نوشتن از فیلسوف جامعه ایرانی در زمانهای که، بیش از هر دورهای، تحول را به رخ میکشد کار سادهای نیست. دشواری کار آنجا بیشتر میشود که خود فیلسوف نیز دستی در تحول دارد و رویکرد و رویهای نو را در ساحت اندیشه گشوده است. داوری را میتوان دارای چند دوره فکری دانست؛ داوری میراثپژوه، داوری سنتاندیش، داوری محافظهکار و داوری توسعهاندیش. در سخن از داوری چیزی که برای من بسیار جذاب مینماید آمیختگی این معلم سالخورده فلسفه با روان و کنش جامعه ایرانی است. این معلم سنتاندیش در تعامل با جامعه انقلابی دهههای پنجاه تا هفتاد، که با تب تغییر بزرگ پیش میتاخت، در هر اندیشهاش غرب مدرن را به هماوری میخواند. پرداختن به غرب و تجدد و هماوردخوانی را باید پسزمینه ثابت اندیشه داوری تا طرح انداختن مفهوم توسعه بدانیم.