از نخستین تلاشهایی که دربارهٔ جدی بودن ماهیت سلبی میان «سنّت و تجدد» و «سنّت اندر سنّتِ اندیشیدن در ایران» مطرح کردیم، بیش از هفت سال میگذرد. در خلال آن تلاشها، کوشیدیم مضمون تذکر، نخست حول و محور «ایران چیست؟» باشد. از آن زمان تاکنون، انتظار میرفت که علاقهمندان ایرانشناس، لااقل نوع نگاهشان به موضوع ایران، از مسیر تقلید کورکورانه برداشته شود و همت به خرج دهند و سیر و سلوکی در منابع تاریخی ایران داشته باشند و چه بسا، متوجه شوند که وقتی دربارهٔ ایران نظری را منتشر میکنند، دستکم خودشان، درنگی در منابع باستانی و دورهٔ اسلامی ایران کرده باشند. چون تنها در این صورت است که نحوهٔ مواجهه با موضوع ایران میتواند وجهی علمی و نظری پیدا کند. البته مطالعه و پژوهش در منابع ایرانی/اسلامی، اگرچه باید آمیخته و دربردارندهٔ فهمی از فلسفه سیاسی باشد، وگرنه، بهخودیخود معلوم نمیشود که اغراض مندرج در این منابع، ناظر بر چه مضامین نظری است.
امیر برهان
از نخستین تلاشهایی که دربارهٔ جدی بودن ماهیت سلبی میان «سنّت و تجدد» و «سنّت اندر سنّتِ اندیشیدن در ایران» مطرح کردیم، بیش از هفت سال میگذرد. در خلال آن تلاشها، کوشیدیم مضمون تذکر، نخست حول و محور «ایران چیست؟» باشد. از آن زمان تاکنون، انتظار میرفت که علاقهمندان ایرانشناس، لااقل نوع نگاهشان به موضوع ایران، از مسیر تقلید کورکورانه برداشته شود و همت به خرج دهند و سیر و سلوکی در منابع تاریخی ایران داشته باشند و چه بسا، متوجه شوند که وقتی دربارهٔ ایران نظری را منتشر میکنند، دستکم خودشان، درنگی در منابع باستانی و دورهٔ اسلامی ایران کرده باشند. چون تنها در این صورت است که نحوهٔ مواجهه با موضوع ایران میتواند وجهی علمی و نظری پیدا کند. البته مطالعه و پژوهش در منابع ایرانی/اسلامی، اگرچه باید آمیخته و دربردارندهٔ فهمی از فلسفه سیاسی باشد، وگرنه، بهخودیخود معلوم نمیشود که اغراض مندرج در این منابع، ناظر بر چه مضامین نظری است.