پوپر - که در سی و دو سالگی کتاب مهم «منطق پژوهش» (1934،Logik der Forschung) را در بیان ایستار روششناختی خود در فلسفۀ علم و در رویارویی با نگرش چیرۀ اثباتیگرایی منطقی نگاشته و از سوی انتشاراتیِ همین جریان منتشر کرده بود (همان کتابی که در ترجمۀ انگلیسی 1959 با فرنام The Logic of Scientific Discovery شناخته شد) - پس از روی کار آمدن رایش سوم در آلمان و تهدید شدن اتریش از سوی آن همسایۀ ناسیونال سوسیالیست ناگزیر شد با یاری همان کتاب نخست به انگلستان و سپس به زلاند نو برود، و سرانجام به همان انگلستان برگردد. او در آنجا قدر دید و به سرعت به صدر استادی و لقب «سِر» و آوازۀ جهانی در فلسفۀ علم به طور عام و آوازهئی کمتر در فلسفۀ سیاسی دست یافت. آن فلسفۀ سیاسی عمدتاً در ستیز با تمامیتخواهی برآمده از فلسفههای افلاتون و هگل و مارکس از یک سو، و ستایش دموکراسی لیبرالی از سوی دیگر جلوه کرد.
موسی اکرمی
پوپر - که در سی و دو سالگی کتاب مهم «منطق پژوهش» (1934،Logik der Forschung) را در بیان ایستار روششناختی خود در فلسفۀ علم و در رویارویی با نگرش چیرۀ اثباتیگرایی منطقی نگاشته و از سوی انتشاراتیِ همین جریان منتشر کرده بود (همان کتابی که در ترجمۀ انگلیسی 1959 با فرنام The Logic of Scientific Discovery شناخته شد) - پس از روی کار آمدن رایش سوم در آلمان و تهدید شدن اتریش از سوی آن همسایۀ ناسیونال سوسیالیست ناگزیر شد با یاری همان کتاب نخست به انگلستان و سپس به زلاند نو برود، و سرانجام به همان انگلستان برگردد. او در آنجا قدر دید و به سرعت به صدر استادی و لقب «سِر» و آوازۀ جهانی در فلسفۀ علم به طور عام و آوازهئی کمتر در فلسفۀ سیاسی دست یافت. آن فلسفۀ سیاسی عمدتاً در ستیز با تمامیتخواهی برآمده از فلسفههای افلاتون و هگل و مارکس از یک سو، و ستایش دموکراسی لیبرالی از سوی دیگر جلوه کرد.