چه تأسفبار بوده است که مرحوم پرفسور قوام در نشست حضوری در دفتر وکالت اینجانب فرمودند: «بیش از دو دهه به عنوان مدیر گروه رشتهٔ علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی بوده، اما حتی، یک بار و برای یک نوبت هم در امور سیاسی و سیاست داخلی و خارجی کشور طرف مشورت دستاندرکاران و دولتمردان قرار نگرفتهام...»! و چه تأملبرانگیز بود این حسرت و دغدغهٔ نامآشنای این استاد بیمانند علوم سیاسی که تجربهٔ مشابه سایر اساتید و دانشمندانی است که نوعاً در گوشهٔ عزلت و ایامِ فرقت، در تنهایی و جفای روزگار و بیمهری علمی این دیار، گذر ایام کرده و جامعهٔ انسانی و مدیریتیِ دانشمندپندار کشور نیز محروم از فیض حضورِ علمی و کارشناسی همیشگی آنهاست. و این فرموده و حسرتِ تأسفبار استاد و نگاه پدرانهٔ ایشان به رشتهٔ علوم سیاسی و علم سیاست در سالهای پیش «زنگ خطری بر بحران سیاست در جامعهٔ سیاستزدهٔ ایرانی و مدیریت غیرکارشناسی و غیرعلمی مشهود و جاری در کشور بود که نوید بحرانهای پیدا و پنهانِ آتی را در ایران میداد و بهخوبی نمایان ساخت که فردا، چه آسان، زود دیر میشود.»
محمدرضا زمانی درمزاری
چه تأسفبار بوده است که مرحوم پرفسور قوام در نشست حضوری در دفتر وکالت اینجانب فرمودند: «بیش از دو دهه به عنوان مدیر گروه رشتهٔ علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی بوده، اما حتی، یک بار و برای یک نوبت هم در امور سیاسی و سیاست داخلی و خارجی کشور طرف مشورت دستاندرکاران و دولتمردان قرار نگرفتهام...»! و چه تأملبرانگیز بود این حسرت و دغدغهٔ نامآشنای این استاد بیمانند علوم سیاسی که تجربهٔ مشابه سایر اساتید و دانشمندانی است که نوعاً در گوشهٔ عزلت و ایامِ فرقت، در تنهایی و جفای روزگار و بیمهری علمی این دیار، گذر ایام کرده و جامعهٔ انسانی و مدیریتیِ دانشمندپندار کشور نیز محروم از فیض حضورِ علمی و کارشناسی همیشگی آنهاست. و این فرموده و حسرتِ تأسفبار استاد و نگاه پدرانهٔ ایشان به رشتهٔ علوم سیاسی و علم سیاست در سالهای پیش «زنگ خطری بر بحران سیاست در جامعهٔ سیاستزدهٔ ایرانی و مدیریت غیرکارشناسی و غیرعلمی مشهود و جاری در کشور بود که نوید بحرانهای پیدا و پنهانِ آتی را در ایران میداد و بهخوبی نمایان ساخت که فردا، چه آسان، زود دیر میشود.»