مرحوم استاد جواد طباطبایی به نحوی در میدان جاذبهی ایدئالیسم آلمانی قرار داشت؛ میدانی که ایمانوئل کانت مفتح آن بود. مشهور است که کانت به زبان آلمانی آموخت تا با بیانی فلسفی گفتوگو کند. چه اینکه تا پیش از کانت، بیان فلسفی مندرج تحت زبانهای انگلیسی و لاتینی بود. اما کانت با استخدام زبان آلمانی در خدمت بیان فلسفی، پایهگذار نوعی ابهام شد. سپس هگل این سبک مبهم کانت را در اثبات روش دیالکتیکی ادامه داد و نهایتاً این ابهام در لحن متکلفانهی هایدگر به اوج خود رسید. سنت کانت، هگل و هایدگر با بهرهگیری از دشواری و دیریابی محصولات شگرفی نظیر نقد عقل محض، پدیدارشناسی روح و هستی و زمان را عرضه کرده که همواره برای اندیشمندان بعدی جاذبه داشته است. در ایران معاصر احمد فردید و رضا داوری نمونههای مبرهنی از غوطهوری در میدان جاذبه این سنت هستند.
حامد زارع
مرحوم استاد جواد طباطبایی به نحوی در میدان جاذبهی ایدئالیسم آلمانی قرار داشت؛ میدانی که ایمانوئل کانت مفتح آن بود. مشهور است که کانت به زبان آلمانی آموخت تا با بیانی فلسفی گفتوگو کند. چه اینکه تا پیش از کانت، بیان فلسفی مندرج تحت زبانهای انگلیسی و لاتینی بود. اما کانت با استخدام زبان آلمانی در خدمت بیان فلسفی، پایهگذار نوعی ابهام شد. سپس هگل این سبک مبهم کانت را در اثبات روش دیالکتیکی ادامه داد و نهایتاً این ابهام در لحن متکلفانهی هایدگر به اوج خود رسید. سنت کانت، هگل و هایدگر با بهرهگیری از دشواری و دیریابی محصولات شگرفی نظیر نقد عقل محض، پدیدارشناسی روح و هستی و زمان را عرضه کرده که همواره برای اندیشمندان بعدی جاذبه داشته است. در ایران معاصر احمد فردید و رضا داوری نمونههای مبرهنی از غوطهوری در میدان جاذبه این سنت هستند.