اگرچه مدتی اندکی از فقدان جواد طباطبایی میگذرد، اما در این ایام آنچه بیش از فقدان او محل توجه بوده، نگرانی دربارهٔ به محاق رفتن جنبش اندیشیدن در ایران است. او بود که در زمان حیات خود، با عجابآفرینی، نفس را در سینۀ عالِمنماها حبس کرده بود تا مبادا سخنی نادقیقی گویند که رسوای عام و خاص شوند. واضح است که با فقدان او، زمینههای بیرون آمدن عالِمنماها از حاشیه امنشان فراهم آمده، و چه بسا در سالهای پیشِ رو، با موجی از سخنان نسنجیده روبهرو خواهیم شد که میدان عرضاندامِ ایشان به عافیت پرمعناست. تنها امیدی که میتوان داشت این است که با دقت باید به تحولات آتی نظر کرد تا مبادا جنبش اندیشیدن از حرکت خود منحرف شود و راه را مجدد بر تنگنظران باز کند. باری با این اشاره کوتاه قصدم این بود که به نگرانیهای پیشِ رو قدری توجه کنیم تا مسیر حرکت اندیشیدن در قلمروی ایران و مشرقزمین به قوت خود ادامه یابد تا هرچه زودتر کسوف عقل از قوۀ عاقله ایرانیان رخت ببندد و مقدمات خروج از انحطاط تمدنی فراهم آید.
امیر برهان
اگرچه مدتی اندکی از فقدان جواد طباطبایی میگذرد، اما در این ایام آنچه بیش از فقدان او محل توجه بوده، نگرانی دربارهٔ به محاق رفتن جنبش اندیشیدن در ایران است. او بود که در زمان حیات خود، با عجابآفرینی، نفس را در سینۀ عالِمنماها حبس کرده بود تا مبادا سخنی نادقیقی گویند که رسوای عام و خاص شوند. واضح است که با فقدان او، زمینههای بیرون آمدن عالِمنماها از حاشیه امنشان فراهم آمده، و چه بسا در سالهای پیشِ رو، با موجی از سخنان نسنجیده روبهرو خواهیم شد که میدان عرضاندامِ ایشان به عافیت پرمعناست. تنها امیدی که میتوان داشت این است که با دقت باید به تحولات آتی نظر کرد تا مبادا جنبش اندیشیدن از حرکت خود منحرف شود و راه را مجدد بر تنگنظران باز کند. باری با این اشاره کوتاه قصدم این بود که به نگرانیهای پیشِ رو قدری توجه کنیم تا مسیر حرکت اندیشیدن در قلمروی ایران و مشرقزمین به قوت خود ادامه یابد تا هرچه زودتر کسوف عقل از قوۀ عاقله ایرانیان رخت ببندد و مقدمات خروج از انحطاط تمدنی فراهم آید.