طباطبایی را فیلسوف ایران، نظریهپرداز امتناع، اندیشمند دوره زوال و هگلشناس خواندهاند. اما او را باید «فیلسوف نقد جهل مرکب» نیز نامید. از قضا دقت نظر طباطبایی در تشخیص جهل مرکب معرف ظرفیت تاریخنگاری تحلیلی اوست. تاریخنگاری تحلیلی وی با دو ویژگی تشخص مییافت: تلاش برای توضیح «تاریخ ناآگاهی» در فهم ایران و تمرکز بر «ناآگاهی از تاریخ» میان ایرانیان. این رویکرد، به صورت همزمان، هم از جنس علم و هم از جنس فلسفه علم است و خبر از بازگشت طباطبایی به دیسیپلین مطالعاتی تاریخ ایران در دو سطح درونمایههای تاریخی و شیوه یا روششناسی فهم آن میدهد. در این میان رویکرد طباطبایی به فلسفه تاریخ ایران را باید از جمله برتریهای افزوده دانشی وی دانست؛ رویکردی که حساب وی را از دو گروه فیلسوفان بیاعتنا به هویت و تاریخ ایران و تاریخدانان ناتوان در تفلسف درباره ایران و فهم فلسفی چالشهای آن جدا میکرد.
طیبه محمدیکیا
طباطبایی را فیلسوف ایران، نظریهپرداز امتناع، اندیشمند دوره زوال و هگلشناس خواندهاند. اما او را باید «فیلسوف نقد جهل مرکب» نیز نامید. از قضا دقت نظر طباطبایی در تشخیص جهل مرکب معرف ظرفیت تاریخنگاری تحلیلی اوست. تاریخنگاری تحلیلی وی با دو ویژگی تشخص مییافت: تلاش برای توضیح «تاریخ ناآگاهی» در فهم ایران و تمرکز بر «ناآگاهی از تاریخ» میان ایرانیان. این رویکرد، به صورت همزمان، هم از جنس علم و هم از جنس فلسفه علم است و خبر از بازگشت طباطبایی به دیسیپلین مطالعاتی تاریخ ایران در دو سطح درونمایههای تاریخی و شیوه یا روششناسی فهم آن میدهد. در این میان رویکرد طباطبایی به فلسفه تاریخ ایران را باید از جمله برتریهای افزوده دانشی وی دانست؛ رویکردی که حساب وی را از دو گروه فیلسوفان بیاعتنا به هویت و تاریخ ایران و تاریخدانان ناتوان در تفلسف درباره ایران و فهم فلسفی چالشهای آن جدا میکرد.