یکی از نقصهای بزرگ حقوق اساسی در ایران این است که پیوندش با سرچشمهاش، یعنی تاریخ مشروطهخواهی، قطع شده است. حقوق اساسی ایران از همان آغاز و از نخستین رسالههایی که پس از مشروطیت درباره آن نوشته شد به بحثهای صوری و ترجمهها فروکاسته شد. چنین نقص بنیادینی در روش بحث از حقوق اساسی ایران حتی با اشاراتی که فریدون آدمیت در آثار خود به سابقه آن در مجلس اول مشروطه و میان نمایندگان مجلس کرده بود توجه استادان حقوق اساسی را جلب نکرد. آدمیت درباره اهمیت اقدامات نمایندگان مجلس اول گفته بود: «مفسران بعدی قانون اساسی ما هیچکدام به آن دقایق حقوق اساسی که متذکر گشتیم، توجه نیافتهاند اما در مجلس اول بودند کسانی که آن نکتههای لطیف را میشناختند. تاریخ تدوین قانون اساسی و متمم آن موضوع بسیار مهم و دلکشی است. شرح آن را بهدرستی ننوشتهاند. چیزهای پراکندهای هم که نوشتهاند نمیتوان تحقیق منظم معتبری خواند.» استادان حقوق اساسی ایران هیچگاه به چنان دقایق مهمی در مطالعه حقوق اساسی پی نبردند. حتی توجهات برخی نویسندگان حقوق اساسی مانند حسینعلی نقیبزاده مشایخ طباطبایی که در سلک مشروطهخواهان بودند و آگاهی اجمالی از چنین موضوعی پیدا کرده بودند نتوانست پیوند میان سنت مشروطهخواهی در ایران با درسهای حقوق اساسی برقرار کند.
سیدناصر سلطانی
یکی از نقصهای بزرگ حقوق اساسی در ایران این است که پیوندش با سرچشمهاش، یعنی تاریخ مشروطهخواهی، قطع شده است. حقوق اساسی ایران از همان آغاز و از نخستین رسالههایی که پس از مشروطیت درباره آن نوشته شد به بحثهای صوری و ترجمهها فروکاسته شد. چنین نقص بنیادینی در روش بحث از حقوق اساسی ایران حتی با اشاراتی که فریدون آدمیت در آثار خود به سابقه آن در مجلس اول مشروطه و میان نمایندگان مجلس کرده بود توجه استادان حقوق اساسی را جلب نکرد. آدمیت درباره اهمیت اقدامات نمایندگان مجلس اول گفته بود: «مفسران بعدی قانون اساسی ما هیچکدام به آن دقایق حقوق اساسی که متذکر گشتیم، توجه نیافتهاند اما در مجلس اول بودند کسانی که آن نکتههای لطیف را میشناختند. تاریخ تدوین قانون اساسی و متمم آن موضوع بسیار مهم و دلکشی است. شرح آن را بهدرستی ننوشتهاند. چیزهای پراکندهای هم که نوشتهاند نمیتوان تحقیق منظم معتبری خواند.» استادان حقوق اساسی ایران هیچگاه به چنان دقایق مهمی در مطالعه حقوق اساسی پی نبردند. حتی توجهات برخی نویسندگان حقوق اساسی مانند حسینعلی نقیبزاده مشایخ طباطبایی که در سلک مشروطهخواهان بودند و آگاهی اجمالی از چنین موضوعی پیدا کرده بودند نتوانست پیوند میان سنت مشروطهخواهی در ایران با درسهای حقوق اساسی برقرار کند.