مدتهاست که جواد طباطبایی نزد شاگردان و پیروانش بهعنوان «فیلسوف سیاسی» شناخته و شناسانده میشود. حتی اثری نیز تحت عنوان «فیلسوف سیاست» در سال ۱۳۹۵ به کوشش حامد زارع توسط انتشارات فلات منتشر شد؛ مجموعهای دوجلدی که بهطور مشخص به آرا و نظرات دکتر طباطبایی، احیاناً در مقام یک «فیلسوف سیاسی» اختصاص دارد. تا جایی که میدانم، این عنوان از سوی خود دکتر طباطبایی نیز هیچگاه با مخالفت مواجه نشد و به نظر میرسد خود او نیز به یک معنا پذیرفته بود که فیلسوفی سیاسی است. بااینحال به نظر میرسد دقت در پروژه فکری طباطبایی و تأمل در تاکیدات خود وی در خصوص پروژه فکریاش از یک سو، و دقت در معنای مشخص دیسیپلین فلسفه سیاسی از سوی دیگر، ما را به سوی یک پرسش اساسی رهنمون میکند: آیا جواد طباطبایی را میتوان یک «فیلسوف سیاسی» در نظر گرفت؟ به عبارت روشنتر، آیا اندیشمندی که تاکید دارد ما باید ایران را «موضوع» تفکر خود قرار دهیم، و دستاوردهای فکری او نیز در نقطه نهایی معطوف به کوششهای مهم او در تأمل در باب ایران است، میتواند به معنای دقیق یا کلاسیک کلمه یک «فیلسوف سیاسی» باشد؟
شروین مقیمی
مدتهاست که جواد طباطبایی نزد شاگردان و پیروانش بهعنوان «فیلسوف سیاسی» شناخته و شناسانده میشود. حتی اثری نیز تحت عنوان «فیلسوف سیاست» در سال ۱۳۹۵ به کوشش حامد زارع توسط انتشارات فلات منتشر شد؛ مجموعهای دوجلدی که بهطور مشخص به آرا و نظرات دکتر طباطبایی، احیاناً در مقام یک «فیلسوف سیاسی» اختصاص دارد. تا جایی که میدانم، این عنوان از سوی خود دکتر طباطبایی نیز هیچگاه با مخالفت مواجه نشد و به نظر میرسد خود او نیز به یک معنا پذیرفته بود که فیلسوفی سیاسی است. بااینحال به نظر میرسد دقت در پروژه فکری طباطبایی و تأمل در تاکیدات خود وی در خصوص پروژه فکریاش از یک سو، و دقت در معنای مشخص دیسیپلین فلسفه سیاسی از سوی دیگر، ما را به سوی یک پرسش اساسی رهنمون میکند: آیا جواد طباطبایی را میتوان یک «فیلسوف سیاسی» در نظر گرفت؟ به عبارت روشنتر، آیا اندیشمندی که تاکید دارد ما باید ایران را «موضوع» تفکر خود قرار دهیم، و دستاوردهای فکری او نیز در نقطه نهایی معطوف به کوششهای مهم او در تأمل در باب ایران است، میتواند به معنای دقیق یا کلاسیک کلمه یک «فیلسوف سیاسی» باشد؟