چه حرفهای استاد طباطبایی را بپذیریم چه نپذیریم، یک حکم را نمیتوانیم انکار کنیم: او یکی از جدیترین متفکران معاصر ایران بود و میدانست هرچه در اکنون تجربه میکنیم زاییدهٔ گذشته ایران است. به همین دلیل اندیشهٔ سیاسی معاصر را در تفکر ایرانشهری جستوجو میکرد. ایران نیازمند متفکرانی از نوعی جواد طباطبایی است تا سرگذشت ایران را جدی بگیرند. ما اندیشمندانی داریم که فرانسه را بهتر از ایران میشناسند. میتوانند دربارهٔ شاعران غربی مقالات عمیق بنویسند اما شاعران بزرگ ایران را جدی نمیگیرند. به نظر شما استاد شایگان با آن همه دانش عمیق، دربارهٔ بودلر و پروست حرف عمیقتری دارد یا درباره خیام، سعدی، حافظ و مولانا؟ چه کسی میتوانست مثل طباطبایی به تبارشناسی تفکر خواجه نظامالملک بنشیند؟ چه کسی میتوانست مثل او از علوم اجتماعی و ابنخلدون بگوید؟ هنوز در ایران حرفهای عمیقی دربارهٔ غزالی و خیام و ابنسینا و بیرونی زده نشده است. هنوز نمیدانیم چه اتفاقی در قرون پنج و شش افتاده است.
سینا جهاندیده
چه حرفهای استاد طباطبایی را بپذیریم چه نپذیریم، یک حکم را نمیتوانیم انکار کنیم: او یکی از جدیترین متفکران معاصر ایران بود و میدانست هرچه در اکنون تجربه میکنیم زاییدهٔ گذشته ایران است. به همین دلیل اندیشهٔ سیاسی معاصر را در تفکر ایرانشهری جستوجو میکرد. ایران نیازمند متفکرانی از نوعی جواد طباطبایی است تا سرگذشت ایران را جدی بگیرند. ما اندیشمندانی داریم که فرانسه را بهتر از ایران میشناسند. میتوانند دربارهٔ شاعران غربی مقالات عمیق بنویسند اما شاعران بزرگ ایران را جدی نمیگیرند. به نظر شما استاد شایگان با آن همه دانش عمیق، دربارهٔ بودلر و پروست حرف عمیقتری دارد یا درباره خیام، سعدی، حافظ و مولانا؟ چه کسی میتوانست مثل طباطبایی به تبارشناسی تفکر خواجه نظامالملک بنشیند؟ چه کسی میتوانست مثل او از علوم اجتماعی و ابنخلدون بگوید؟ هنوز در ایران حرفهای عمیقی دربارهٔ غزالی و خیام و ابنسینا و بیرونی زده نشده است. هنوز نمیدانیم چه اتفاقی در قرون پنج و شش افتاده است.