۱۹:۲۵
دُرّ شاهوارِ ایران

جواد اطاعت

دکتر طباطبایی نقطه عزیمت تلاش‌‏های علمی خود را بر زوال اندیشه و انحطاط ایران متمرکز کرده بود. اگر او با دهای تمام و خرد بسیار با کمال فضل و بلاغت و استحکام ظرافت و لطافت در سخن و دقت معانی با سلاست عبارات و دقت اشارات، تاریخ اندیشه سیاسی در ایران و اسلام تدریس می‏کرد و این اندیشه‌‏ها را با غرب می‏سنجید، هدف اصلی وی فهم این نکته کانونی بود که زوال اندیشه به انحطاط ایران انجامیده است. استاد اندیشه سیاسی در هر ترم در هر مقاطع عالی، فقط یک اندیشمند سیاسی را تدریس می‏کرد. از طرفی هگل و ماکیاولی از غرب و از دیگر سو فارابی، ابن خلدون و خواجه نظام‌الملک یا به تعبیر وی ماکیاول شرق از دنیای اسلام، تا در یک فرایند مقایسه‌ای تطبیقی امکان فهم فکر فلسفه سیاسی برای مخاطبان بهتر فراهم آید. وی با تسلط کم‌نظیری که به زبان‏های خارجی داشت، کنه اندیشه را با ریشه‌یابی کلمات و لغات واکاوی کرده و بطن اندیشه فیلسوفان غربی و اسلامی را به دانشجویان به‌درستی انتقال می‏داد. او به‌خوبی دریافته بود که در دنیای اسلام تا زمانی که سیادت عقل بر نقل حاکم بود و این دین و آیین از زاویه عقل فهم و درک می‏شد راه بالندگی و اعتلا هموار بود، کما اینکه قرون چهارم و پنجم هجری اوج این غنای فکری و تمدنی بود؛ اما از زمانی که اخباری‌گری و حدیث‌گرایان و اهل‌نقل، عقل را به تعطیلی کشاندند، تمدن اسلامی نیز راه انحطاط و زوال در پیش گرفت.

نظر کاربران