۱۹:۱۱
بود و نبود جواد طباطبایی

محمد عثمانی

توجه به قدرت در ساختار ایده ایرانشهر، موضوعی اساسی برای طباطبایی بود. و این توجه باعث شده کسانی که آثار او را به‌دقت مطالعه نکردند، القا یا جهت‏های فکری به طباطبایی نسبت بدهند که هیچ نسبتی با او نداشت. طباطبایی با وجود استنکاف از کاربرد القاب، خود را هیچ‌گاه روشنفکر به مثابه کنشگر اجتماعی نمی‏شناخت؛ بلکه اگر این صفت بر او قابل‌اطلاق بوده، روشنفکری آکادمیک بوده است. در این میان این توجه به قدرت باعث شده افرادی او را همراه با قدرت یا بر حق دانستن قدرت و از این نوع نگرش بر او اطلاق کنند. این خطا از این جهت صورت می‏‌گیرد که ایده ایرانشهر بر مرکزیت ساختار قدرت متکی بر مرکزیت شاهنشاه برساخته شده است. ایران به مثابه سرزمین متکثر اقوام گوناگون، برای اولین‌بار تحت‌تاثیر افکار بین‌النهرین و توسط عیلامی‌‏ها، سیستمی برساخته شد که در آن ضمن پذیرش حاکمیت‏های محلی و شاهان آن بر محوریت یک شاه که شاه همه شاهان پیرامون باشد به اتحاد رسیدند. ساختار شاهنشاهی، فلات ایران و بیش از آن را بر حول مفهوم شاهنشاه متحد و یگانه شد. این مفهوم برای توجیه فکری و ضرورت بودش آن در دوره هخامنشی و با کمک از دیانت زرتشت، این جایگاه در طول و امتداد مدیریت الهی اهورامزدا تعریف شد. از این چشم‌انداز، پیوندهای اجتماعی برسازی یک ملت به وجود آمد. ایران و ایرانیان در عین حفظ کثرت، وحدت و یگانگی اجتماعی خود به مثابه یک ملت را به وجود آوردند.

نظر کاربران