شادروان دکتر سید جواد طباطبایی نیز در مکتب فکری تبریز، وطنپرستی است که چراغ اندیشه سیاسی را با سیاستنامه نظام الملک روشن میکند. ایرانشهری را تئوریزه میکند و تمنای فروغ خرد و اندیشه سیاسی در بستر انحطاط اندیشه سیاسی ایران دارد. شاهنامه و زبان فارسی را میستاید. نظریهپرداز پلورالیسم فرهنگی و وحدت ملی در سایهسار نظامهای سیاسی ایران میشود. مدعی است که میداند فکر کردن چیست و تفکر و اندیشه بر چه پایههایی استوارند! به همین دلیل، شکست او در دانشگاه برایش سنگین بود. ماندن در سیستمی که یا ریای اعتقاد و التزام به نظام یا مهارت تعامل با همه جریانها و بدهوبستان با آنها را میطلبد. این دو ویژگی، در چنین سیستمی، ضرورت بقا و ارتقاست ولی برای او قابلهضم نبود. گو اینکه اینجا باید برای نقد او از تئوری کردارگرایی بهره گیریم: دیالکتیک ساختار اجتماعی و عامل انسانی. عادتوارههای غلط که نظم اجتماعی را شکل دادهاند. این عادتوارههای غلط آنچنان که پیر بوردیو میگفت نظم سیستمی را شکل داد که طباطبایی و امثال او اخراجی آن میشدند. سید جواد طباطبایی راست گفت که: «نه میدانند لیبرال چیست، نه ملیگرا، و نه لاییک!» «من همانی هستم که هستم».
مهدی ذاکریان
شادروان دکتر سید جواد طباطبایی نیز در مکتب فکری تبریز، وطنپرستی است که چراغ اندیشه سیاسی را با سیاستنامه نظام الملک روشن میکند. ایرانشهری را تئوریزه میکند و تمنای فروغ خرد و اندیشه سیاسی در بستر انحطاط اندیشه سیاسی ایران دارد. شاهنامه و زبان فارسی را میستاید. نظریهپرداز پلورالیسم فرهنگی و وحدت ملی در سایهسار نظامهای سیاسی ایران میشود. مدعی است که میداند فکر کردن چیست و تفکر و اندیشه بر چه پایههایی استوارند! به همین دلیل، شکست او در دانشگاه برایش سنگین بود. ماندن در سیستمی که یا ریای اعتقاد و التزام به نظام یا مهارت تعامل با همه جریانها و بدهوبستان با آنها را میطلبد. این دو ویژگی، در چنین سیستمی، ضرورت بقا و ارتقاست ولی برای او قابلهضم نبود. گو اینکه اینجا باید برای نقد او از تئوری کردارگرایی بهره گیریم: دیالکتیک ساختار اجتماعی و عامل انسانی. عادتوارههای غلط که نظم اجتماعی را شکل دادهاند. این عادتوارههای غلط آنچنان که پیر بوردیو میگفت نظم سیستمی را شکل داد که طباطبایی و امثال او اخراجی آن میشدند. سید جواد طباطبایی راست گفت که: «نه میدانند لیبرال چیست، نه ملیگرا، و نه لاییک!» «من همانی هستم که هستم».