چندی پیش سیدجواد طباطبایی از میان ما رفت. او در طول حیاتش افادات ارزشمندی به سپهر اندیشۀ ایران کرد و میراث ماندگاری از خود بر جای گذاشت. در دانشگاههای خوبی درس خوانده بود و البته در این دانشگاههای خوب، خوب درس خوانده بود. پژوهشگری جدی بود و همچون تمام پژوهشگران جدی زندگیاش را وقف مطالعه و پژوهش کرده بود. از لحاظ وسعت و ژرفای فهمش از اندیشۀ شرق و غرب در بین ایرانیانْ بینظیر بود. با این همه، و بهرغم اینکه همواره میکوشید خودش را از جریان روشنفکری جدا کند و از اینکه روشنفکرش بخوانند برمیآشفت، تحت تأثیر این جریان بیان تندی داشت و همین تندی در بیان موجب میشد که حتی برخی از علاقهمندان جدی به فلسفه و سیاست دچار مغالطۀ انگیزه و انگیخته شوند و از مطالعه و تأمل جدی بر آثارش حذر کنند. طباطبایی اگرچه محققی ممتاز بود و جامۀ پژوهش آکادمیک در ایران برای آرا و آثارش تنگ میآمد، اما عموماً محققانه نقد نمیکرد و در پاسخ به نقد محققانه پاسخ نمیداد. و اگرچه نثر فنی بدیعی را در نگارش متون فلسفی-تاریخی آفرید، در نوشتن گهگاه دچار زیادهنویسی و عدم انسجام بود و این امر موجب سوءتفاهمهایی میشد که اغلب اجتنابپذیر بودند. باری باید اعتراف کرد که طباطبایی با توجه به شرایط و ظرفیتهای نظری ایران معاصر اندیشمند و پژوهشگر بینظیری بود و فقدان او در سپهر فکری ما به این زودیها و به این آسانیها جبران نخواهد شد. در ادامه این یادداشت، با نهایت اختصار به چند مؤلفۀ اصلی اندیشۀ او میپردازم.
مسعود آذرفام
چندی پیش سیدجواد طباطبایی از میان ما رفت. او در طول حیاتش افادات ارزشمندی به سپهر اندیشۀ ایران کرد و میراث ماندگاری از خود بر جای گذاشت. در دانشگاههای خوبی درس خوانده بود و البته در این دانشگاههای خوب، خوب درس خوانده بود. پژوهشگری جدی بود و همچون تمام پژوهشگران جدی زندگیاش را وقف مطالعه و پژوهش کرده بود. از لحاظ وسعت و ژرفای فهمش از اندیشۀ شرق و غرب در بین ایرانیانْ بینظیر بود. با این همه، و بهرغم اینکه همواره میکوشید خودش را از جریان روشنفکری جدا کند و از اینکه روشنفکرش بخوانند برمیآشفت، تحت تأثیر این جریان بیان تندی داشت و همین تندی در بیان موجب میشد که حتی برخی از علاقهمندان جدی به فلسفه و سیاست دچار مغالطۀ انگیزه و انگیخته شوند و از مطالعه و تأمل جدی بر آثارش حذر کنند. طباطبایی اگرچه محققی ممتاز بود و جامۀ پژوهش آکادمیک در ایران برای آرا و آثارش تنگ میآمد، اما عموماً محققانه نقد نمیکرد و در پاسخ به نقد محققانه پاسخ نمیداد. و اگرچه نثر فنی بدیعی را در نگارش متون فلسفی-تاریخی آفرید، در نوشتن گهگاه دچار زیادهنویسی و عدم انسجام بود و این امر موجب سوءتفاهمهایی میشد که اغلب اجتنابپذیر بودند. باری باید اعتراف کرد که طباطبایی با توجه به شرایط و ظرفیتهای نظری ایران معاصر اندیشمند و پژوهشگر بینظیری بود و فقدان او در سپهر فکری ما به این زودیها و به این آسانیها جبران نخواهد شد. در ادامه این یادداشت، با نهایت اختصار به چند مؤلفۀ اصلی اندیشۀ او میپردازم.