طباطبایی نظريه زوال را به بعد از فارابي نسبت ميدهد، اما چون دیر به متن «الملة» دست یافت، از نسبتسنجی دو دانش فقه سياسي و فلسفه سياسي بحثی به میان نیاورده است. فارابی هرچند فيلسوف سياسي است، اما به نظر میرسد خود اوست که زمينه را براي فربه شدن فقه مدنی فراهم ميكند. وی بعد از رئیس اول و رئاسة الافاضل دو نوع حکومت دیگر تصور میکند: ملک السنة و رؤسای سنت. مهم آن است که در این دو نوع حکومت «فلسفه، بالطبع، شرط نیست». علت آن است که اگر وظیفه فقه مدنی پرداختن به امور جزئی سیاست باشد، در همه امور سیاسی دخالت خواهد کرد. پس، این فارابی است که به شکلی راه را برای فقه مدنی باز میکند. این در حالی است که دکتر طباطبايي معتقد است كه اين فربه شدن بعد از فارابی، یعنی از زمان ابنسينا، آغاز ميشود.
صادق حقیقت
طباطبایی نظريه زوال را به بعد از فارابي نسبت ميدهد، اما چون دیر به متن «الملة» دست یافت، از نسبتسنجی دو دانش فقه سياسي و فلسفه سياسي بحثی به میان نیاورده است. فارابی هرچند فيلسوف سياسي است، اما به نظر میرسد خود اوست که زمينه را براي فربه شدن فقه مدنی فراهم ميكند. وی بعد از رئیس اول و رئاسة الافاضل دو نوع حکومت دیگر تصور میکند: ملک السنة و رؤسای سنت. مهم آن است که در این دو نوع حکومت «فلسفه، بالطبع، شرط نیست». علت آن است که اگر وظیفه فقه مدنی پرداختن به امور جزئی سیاست باشد، در همه امور سیاسی دخالت خواهد کرد. پس، این فارابی است که به شکلی راه را برای فقه مدنی باز میکند. این در حالی است که دکتر طباطبايي معتقد است كه اين فربه شدن بعد از فارابی، یعنی از زمان ابنسينا، آغاز ميشود.