به نظر میرسد در یک ارزیابی بتوان گفت محرکهای اصلی تمام نتایجی که از تکاپوهای فکری جواد طباطبایی حاصل شده ، ذیل یک روند عمودی میتوان تصویر کرد که از هانری کربن شروع و پس از احمد فردید و رضا داوری به طباطبایی رسیده است. البته که او به داوری و فردید اکتفا نکرد و با بازگشت به کربن به عنوان منبع اولیه نظریه ایران، گسترهای از یک طرح پژوهشی را رقم زد که نظیرش در تاریخ معاصر ایران وجود ندارد. جواد طباطبایی بر خلاف کربن در سنت متوقف نشد و به خواستاری پرسش از سنت ایستاد. همو بر خلاف فردید که میگفت «من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش» و ذهن نامرتب و ناموزونی داشت، زیر لب زمزمه میکرد «زیر آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعلهای است که در آسمان گرفت» و از همان ابتدا میدانست که سودای چه چیز کلانی را در سر دارد. همو بر خلاف داوری که از درخششهای فکری پیش از انقلاب 1357 در آثار بعدیاش خبری نبود، در هر اثرش متکاملتر از اثر پیشیناش قلم زد و با هر کتابی، تکهای از طرح بزرگ خود را کامل کرد.
حامد زارع
به نظر میرسد در یک ارزیابی بتوان گفت محرکهای اصلی تمام نتایجی که از تکاپوهای فکری جواد طباطبایی حاصل شده ، ذیل یک روند عمودی میتوان تصویر کرد که از هانری کربن شروع و پس از احمد فردید و رضا داوری به طباطبایی رسیده است. البته که او به داوری و فردید اکتفا نکرد و با بازگشت به کربن به عنوان منبع اولیه نظریه ایران، گسترهای از یک طرح پژوهشی را رقم زد که نظیرش در تاریخ معاصر ایران وجود ندارد. جواد طباطبایی بر خلاف کربن در سنت متوقف نشد و به خواستاری پرسش از سنت ایستاد. همو بر خلاف فردید که میگفت «من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش» و ذهن نامرتب و ناموزونی داشت، زیر لب زمزمه میکرد «زیر آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعلهای است که در آسمان گرفت» و از همان ابتدا میدانست که سودای چه چیز کلانی را در سر دارد. همو بر خلاف داوری که از درخششهای فکری پیش از انقلاب 1357 در آثار بعدیاش خبری نبود، در هر اثرش متکاملتر از اثر پیشیناش قلم زد و با هر کتابی، تکهای از طرح بزرگ خود را کامل کرد.