وقتی که باب شناخت فلسفه غرب در ایران باز شد، افراد بسیاری کوشیدند ایران را از آموزههای جدید در غرب آگاه کنند. از پیشگامان و بسطدهندههای این جریان، میتوان به شخصیتهایی نظیر فروغیها و طباطباییها اشاره کرد. برآمدن این افراد در زمانهای که انحطاط ایران بهدرازا کشید، نمونهای مثالزدنی از هوش و درایت ایرانیست. چون به هر تقدیر، تا وقتی ایرانیان نمیتوانستند از علل و اسباب ترقی در غرب، شناختی حاصل کنند، هر اقدام ناروایی میتوانست به بیراهه منتهی شود. چهبسا، طی این دو قرن، بیراهههای زیادی تجربه شد. بنابراین، پیش از هر اقدامی لازم بود که ایرانیان دست به بازخوانی غرب بزنند تا تمایز خود را در آینه غرب بیابند. اکنون بعد از بازخوانی غرب و روند چگونگی ترقی آن، به گمانم، زمان آن فرارسیده که از خود بپرسیم: «آیا ما در تاریخ فکرمان مواد و مصالحی در اندیشیدن داریم که بنای خودفرمانگری ایران در دوران جدید را ایجاد کنیم؟»
امیر برهان
وقتی که باب شناخت فلسفه غرب در ایران باز شد، افراد بسیاری کوشیدند ایران را از آموزههای جدید در غرب آگاه کنند. از پیشگامان و بسطدهندههای این جریان، میتوان به شخصیتهایی نظیر فروغیها و طباطباییها اشاره کرد. برآمدن این افراد در زمانهای که انحطاط ایران بهدرازا کشید، نمونهای مثالزدنی از هوش و درایت ایرانیست. چون به هر تقدیر، تا وقتی ایرانیان نمیتوانستند از علل و اسباب ترقی در غرب، شناختی حاصل کنند، هر اقدام ناروایی میتوانست به بیراهه منتهی شود. چهبسا، طی این دو قرن، بیراهههای زیادی تجربه شد. بنابراین، پیش از هر اقدامی لازم بود که ایرانیان دست به بازخوانی غرب بزنند تا تمایز خود را در آینه غرب بیابند. اکنون بعد از بازخوانی غرب و روند چگونگی ترقی آن، به گمانم، زمان آن فرارسیده که از خود بپرسیم: «آیا ما در تاریخ فکرمان مواد و مصالحی در اندیشیدن داریم که بنای خودفرمانگری ایران در دوران جدید را ایجاد کنیم؟»