تضاد منافع و رویارویی اسلامگرایان انقلابی و هواداران روحانیت شیعی با نیروهای مارکسیستی احزاب چپگرا که همپیمان یکدیگر در به زیر کشاندن محمدرضا شاه پهلوی از سلطنت بودند، در خرداد 1360 به جنگی تمامعیار تبدیل شد و احزاب چپگرا با سرکوب نیروهای اسلام انقلابی برای همیشه از عرصه رسمی سیاست و اجتماع ایرانی حذف شدند. اما این حذف را میتوان معادل حذف اندیشه مارکسیسم در جامعه ایرانی گرفت؟ آیا متولیان سرکوب احزاب مارکسیستی را باید نیروهایی خالی از هر گونه اراده و ایده چپگرایانه در نظر گرفت؟ آیا اسلام انقلابی که خود مفهومی ساخته و پرداخته در کارگاه مارکسیسم اسلامی علی شریعتی به عنوان اثرگذارترین روشنفکر چپگرا بود، با سوسیالیسم انقلابی تفاوت و تباین مطلق داشت؟ و دست آخر اینکه آیا انقلاب اسلامی و رهبران آن تصوری دشمنگونه از مارکسیسم داشتند یا تصوری رقیبگونه؟ پاسخ به این پرسشها میتواند نشان دهد که چگونه شبح مارکسیسم در شب تاریخ ایران ماندگار شد و در نتیجه هر انقلابی، با هر نوع رنگ و لعابی، نتایجی به بار میآورد که یک انقلاب سوسیالیستی به بار میآورد.
حامد زارع
تضاد منافع و رویارویی اسلامگرایان انقلابی و هواداران روحانیت شیعی با نیروهای مارکسیستی احزاب چپگرا که همپیمان یکدیگر در به زیر کشاندن محمدرضا شاه پهلوی از سلطنت بودند، در خرداد 1360 به جنگی تمامعیار تبدیل شد و احزاب چپگرا با سرکوب نیروهای اسلام انقلابی برای همیشه از عرصه رسمی سیاست و اجتماع ایرانی حذف شدند. اما این حذف را میتوان معادل حذف اندیشه مارکسیسم در جامعه ایرانی گرفت؟ آیا متولیان سرکوب احزاب مارکسیستی را باید نیروهایی خالی از هر گونه اراده و ایده چپگرایانه در نظر گرفت؟ آیا اسلام انقلابی که خود مفهومی ساخته و پرداخته در کارگاه مارکسیسم اسلامی علی شریعتی به عنوان اثرگذارترین روشنفکر چپگرا بود، با سوسیالیسم انقلابی تفاوت و تباین مطلق داشت؟ و دست آخر اینکه آیا انقلاب اسلامی و رهبران آن تصوری دشمنگونه از مارکسیسم داشتند یا تصوری رقیبگونه؟ پاسخ به این پرسشها میتواند نشان دهد که چگونه شبح مارکسیسم در شب تاریخ ایران ماندگار شد و در نتیجه هر انقلابی، با هر نوع رنگ و لعابی، نتایجی به بار میآورد که یک انقلاب سوسیالیستی به بار میآورد.